11 ، 235 - و گفت : اگر دوست دارى كه ديگران سر ترا بپوشند ، سر ديگران را بپوش .
11 ، 236 - و گفت : پوشيدن سر كرم است در نفس و بلندى همت است .
11 ، 237 - و گفت : هرگاه ترا سينه تنگ آيد ، و حفظ اسرار خود نتوانى كرد ، سينهء ديگران زودتر به تنگ خواهد آمد .
11 ، 238 - گفتند سقراط را كه چرا عاقل در كارها مشورت مىكند ؟
گفت : از براى آنكه راى خود را از هوا و هوس مجرد ساخته است ، و مشورتش از جهت آنست كه مبادا آلوده به هوا شده باشد .
11 ، 239 - و گفت : كسى كه شيرينى مىخورد ، و مداومت بر آن مىنمايد ، اگر داند كه علاج آن تلخى خوردن است ، مداومت نخواهد كرد بر خوردن شيرينى « 160 » .
11 ، 240 - و گفت : فرق و فاصله ميان آزاد و بنده اينست كه آزاد بالطبع و بالذات محافظت و حراست حق مىكند ، و بنده به جهت عرضهاى عارضى نگاه داشت حق مىكند .
11 ، 241 - و گفت « 161 » : كسى كه نيكو خلق است ، نيكو عيش و زندگانيست ، و هميشه در امن و سلامت و قرار يافته است در دلها محبت او ؛ و كسى كه بدخلق است ، مكدر و درهم است زندگانى او ، و سالم نيست از كلفتها و تنفر دلها .
11 ، 242 - و گفت : حسن خلق مىپوشد ساير بدىها را ، و بدى خلق پنهان مىسازد همه خوبىها را .
11 ، 243 - و گفت : سر حكمتها خوش خوئيست . و گفت خوشخوئى اين كس را به امنيت و سلامت « 162 » مىرساند از ندامت و پشيمانى ، و باعث
هامش
( 160 ) - اساس : شربتى .
( 161 ) - اساس و س : « و گفت » ندارد .
( 162 ) - اساس و س : و گفت خوى اين كس را به اهليت و سلامت .