درين سن « 142 » شاگردى مىكنى ؟ گفت : قبيحتر ازين نيست « 143 » كه در پيرى جاهل و نادان باشم چيزى را .
11 ، 201 - شخصى را ديد كه همهء اموال خود را خورد ، و مىخورد همهء زيتون را از درخت آن ، گفت او را : اگر تو از طعامها به زيتون اكتفا و اختصار مىكردى « 144 » ، زيتون نمىبود طعام تو .
11 ، 202 - و گفت : مردمان را چرا دو گوش و يك زبان دادهاند ، از براى آنكه شنيدنىهاى او بايد كه بيش از گفتنىهاى او باشد .
11 ، 203 - و گفت : بزرگترين پادشاهان ، پادشاهيست كه غالب باشد بر شهوت خودش .
11 ، 204 - گفتند او را چه چيز لذيذتر است ؟ گفت : آموختن « 145 » و شنيدن سخنانى كه نشنيده باشد .
11 ، 205 - و گفت : نفيسترين چيزها كه جوانان ياد گيرند ادب است چه كمترين نفع او اينست كه ايشان را باز مىدارد از چيزهاى رديه .
11 ، 206 - و گفت : نافعترين چيزها كه كسى نگاه « 146 » دارد ، دوست مخلص است .
11 ، 207 - شنيد كه كسى مىگفت : سكوت اسلم است ، از براى آنكه سخن بسيار بىخطاى بسيار نيست ، سقراط گفت كه خطا كسى را عارض مىگردد كه نداند كه چه مىگويد ، بلكه اگر سخن گويد جاهل ، اگر همه اندك باشد ، خطاست « 147 » .
11 ، 208 - و گفت : نفع سكوت بيشتر است از نفع سخن گفتن ، و ضرر سخن گفتن بيشتر است از ضرر سكوت .
هامش
( 142 ) - د : در اين كار .
( 143 ) - د : ازين اينست .
( 144 ) - د : از طعامهاى زيتون اكتفا و اقتصار مىكردى .
( 145 ) - د : + آداب .
( 146 ) - اساس و س : چيزها كسى كه نگاه .
( 147 ) - نسخهها : كه خطاست .