11 ، 188 - و گفت : مرگ گيرنده و مواخذهكنندهء بندگان شهوت است .
و مملوكان هوا و هوس ، از براى آنكه هر چند زندگى دير كشد معصيت و گناه او بيشتر مىگردد « 130 » ، و پراكنده و منتشر مىشود در عالم آوازهء خيانت او .
11 ، 189 - و گفت : كسى كه شرير است و بدكردار ، مرگ او باعث راحت و آسودگى عالميان است از بدى او .
11 ، 190 - و گفت : مرگ ستوده است در همه حال خوب را و بد را : اما خوب را ، به جهت آنكه مىرسد به چيزى كه پيش از خود فرستاده است از اعمال و افعال حسنه ، و ملاقات مىكند با نيكانى كه پيش ازو گذشتهاند ؛ و اما بد « 131 » را ، به جهت آنكه خلقى از بد او خلاص مىشوند ، و مىآسايند ، و كم مىشود معصيت و گناه او .
11 ، 191 - و گفت : مرگ بشارت است عاقل را و وعظ است جاهل را « 132 » .
11 ، 192 - و گفت « 133 » : سمند حيات در ميدان وسيع مردگان اهل دنيا جولان مىنمايد ، و دست كسى به عنان او نمىرسد « 134 » .
11 ، 193 - و گفت : كسى كه مظلوم و ناحق كشته شود اما نيست او را در آخر كار ، و كسى كه ظالم و ستمكار كشته شود سزاوار است كه از براى او غم خورند و اندوه برند ، به جهت بدى عاقبت كه او راست .
11 ، 194 - و گفت : چه قبيح و نارواست گريه ، بر كسى كه مظلوم كشته شده است ! و چه نيكوست گريه ، بر كسى كه ظالم كشته شده باشد ، به جهت آنكه مظلوم خوشحال مىشود به سبب آنچه برو وارد مىگردد ، و ظالم اندوه مىكشد به سبب بدى كه برو واقع مىشود .
هامش
( 130 ) - اساس ، س و ت : گناه بيش مىگردد .
( 131 ) - د : اما بدان را .
( 132 ) - اساس ، س ، ت : عاقلان را . . . جاهلان را .
( 133 ) - د : « و گفت » ندارد .
( 134 ) - اساس ، س ، ت : مردگان جولان مىنمايد و گفت .