و نفوس بدان بر عكس نيكان .
11 ، 79 - و گفت : تابع و پيرو شهوتها پشيمانست در عاقبت ، و ندامت زده است الحال ، و مخالف و دورشونده از شهوتها به سلامت و غنيمت است الحال ، فايده يابنده است در آينده .
11 ، 80 - و گفت : نفس زكيه كه بيان تهذيب اخلاق خود مىكرده باشد و در واقع نه چنان باشد « 82 » ، چون هلاك شود ديگران هم در هلاكت با او رفاقت كنند .
11 ، 81 - سقراط را گفتند : آيا مال دل عاقل را تغيير مىدهد ؟ گفت :
آن كس كه چنين باشد عاقل نخواهد بود .
11 ، 82 - گفتند سقراط را : آيا عاقل غير كار خوب مىكند ؟ گفت :
آنچه براى عقل كند خوب است .
11 ، 83 - و گفت : شخصى كه علم نداشته باشد ، همچو جسديست كه روح نداشته باشد .
11 ، 84 - از زن سقراط پرسيدند كه چه چيز خوب ديدهاى از حكيم ؟
گفت : درون مىآمد و برون مىرفت به يك وضع و به يك رو ، يعنى بىتغيير .
11 ، 85 - پرسيدند از سقراط كه چه چيز لذيذ است ؟ گفت : حكمتى كه ندانيد او را « 83 » .
11 ، 86 - و پرسيد ازو شاگرد او كه : حكمت من به چه وقت به كمال مىرسد ؟ گفت آن وقت كه به ستايش خوشحال نشوى ، و به مذمت غمگين نگردى ، آن شخص گفت اين حال كى مرا ميسر گردد ؟ گفت : هر گاه
هامش
( 82 ) - اساس ، س و ت : باشد چون .
( 83 ) - د : گفت حكيمى كه بداند دواى مريض را .