ازو سزاوار « 61 » . او را مثلهاست و فوايد ميان اهل علم « 62 » كه زنده مىدارد دلها را ، سخنان او در دلها چون نسيم صبا فرحزاست و راحت افزاست خاطرها را .
11 ، 66 - سقراط گفت : اول چيزى كه همت خود را در آن مصروف دارى و محافظت آن كنى ، اين است كه بشناسى حق سبحانه « 63 » تعالى را بر خود و به ساير بندگان ، و تقوى و پرهيزكارى و جهد در آنچه رضاى حق است و رضاى حق تنها به قربان كردن « 64 » نيست ، و ليكن حذر كنيد از عبادتى كه در آن اقامت باطلى كنيد . به درستى كه اين نحو را « 65 » هر گاه درست كردى اين نشانهايست و اثريست خوب از روشهاى نيكوان ، پس راضى دار حق سبحانه و تعالى را در ايام [ 36 - الف ] زندگانى خود و جهد كن در پيروى « 66 » و موافقت جماعت برگزيدگان ، چه اين موافقت ضامن است كه ترا به حق رساند به شرط عمل به شرايع « 67 » .
11 ، 67 - و گفت : حكمت نردبان عالم بالاست ، اگر به دست آوردى ، و قدم در آن نهادى ، نزديك شدى به عالمى كه وصف آن به زبان و بيان نمىآيد ، و اگر نردبان را نيافتى ، آنچه مطلوب است و دور ماندى از قرب حق تعالى .
11 ، 68 - و گفت : اقرار و اعتراف به يگانگى حق سبحانه و تعالى ، و آراستن خانهء دل به زيور اخلاص او « 68 » ، و پوشيدن بدن و اعضاء به لباس طبيعت « 69 » و اعمال شريعت ، خلاصى است اهل جور و گمراهى را از سرگشتگى و بيراهى « 70 » .
11 ، 69 - و گفت : عدالت ورزيدن و خود را به آن آراسته ساختن ، باعث
هامش
( 61 ) - د : ازو سر زد .
( 62 ) - د : اهل عالم .
( 63 ) - د : حق حق سبحانه .
( 64 ) - د : قربان كردنىها .
( 65 ) - نسخهها : سحر را .
( 66 ) - اساس ، س و ت :
زندگانى و جهد در پيروى .
( 67 ) در اينجا در متن ( 1 : 132 ) بنديست كه پس از اين ترجمهء آن مىآيد ( 11 / 38 ) .
( 68 ) - اساس ، س ، ت : « او » ندارد .
( 69 ) - د : تبعيت .
( 70 ) - د : و گمراهى .