درخت خدنگ كه آن را توز مىگويند اختيار نمودند ، و اهل هند و چين و ديگر امم پيروى ايشان نموده از براى نقوش آن را اختيار فرمودند ، به جهت سختى و نرمى [ و ] ملاست و بقاى آن به روزگاران . پس طلب نمودند از شهرها و بقعههاى اقاليم آنچه خاك صحيح داشت و عفونت كمتر ، و دور تر از زلزلهها و خسوفها به حسب دوام و هميشگى عمارتها .
پس نيافتند شهرى كه جامع اين اوصاف باشد بهتر از اصفهان « 48 » . بعد از آن تفحص و تفتيش نمودند ، از جاهاى اين بلد بهتر از « رستاق » [ جى ] نيافتند . پس آمدند به قهندز « 49 » ، و اين جائيست در ميان شهرى كه ناميده مىشود به « جى » و گذاشتند كتب و علوم خود را در آنجا و تا زمان ما باقيست ، و آنجا را « سارويه » مىگويند و از آثار آن بنا معلوم است بانى او ، پيش از زمان ما به بسيار سال طرفى ازين بنا خراب گشت ، ظاهر شد در آن طرف طاقى از گل شفاف كه در آن كتاب بسيارى بود از كتب پيشينيان كه بر توز به كتابت فارسى قديم نوشته شده بود .
7 ، 1 - پس بعضى ازينها به بعضى رسيد ، از آن جمله كتابى يافتند از ملوك فرس پيشينيان كه طهمورس « 50 » ملك فاضل دوست دارندهء علم و اهل علوم .
چون وقوع طوفان [ 11 - الف ] از بسيارى باران معلوم او بود ، و اينكه از روز اول از سالهاى پادشاهى او تا روز اول از ظهور طوفان دويست و سى و يك سال و سيصد روز خواهد بود و منجمان « 51 » او را ترسانيده بودند كه اين واقعه در اوايل پادشاهى « 52 » تو در طرف مغرب پيدا خواهد شد ، و به جانب مشرق سرايت خواهد كرد ؛ امر كرد معماران مهندس را كه اختيار كنند به جهت عمارت موضعى را كه هوايش صحيح باشد . پس اختيار كردند از جهت عمارت موضع « سارويه » را ، امر
هامش
( 48 ) - د : باشد مگر اصفهان .
( 49 ) - اساس و س : مهبد ، د ، ت : مهيد .
( 50 ) - نسخهها :
طهمورسب .
( 51 ) - د ، ت : و اينكه منجمان .
( 52 ) - نسخهها بجز د : پادشاهت .