بيم از دل ايشان ، به نغمههايى كه شكنندهء آتش غضب ترساننده بود . و آلت دويم به جهت ترسانيدن دلهاى دشمنان ، و پوشانيدن عقول ايشان ، و مسلط ساختن فكرها و وهمهاى ايشان به الحانى كه مؤدى به جزع شود .
5 ، 5 - و اما علم حساب ، اول كسى كه پيدا كرد آن را از « 39 » اهل حمص بود ، و جمعى كه نزديك بودند به حسب بلاد به حمص ، زيرا كه سوداگر بودند و محتاج به حساب .
5 ، 6 - اما علم طبايع از اهل شام ظاهر شد . و سبب آن كثرت و با بود در ميان ايشان ، پس ناچار ايشان را در حفظ بدن رجوع شد به تحقيق طبيعت داروها و غير اينها « 40 » .
6 - ابو سهل بن نوبخت در كتاب « نهمطان » مىآورد كه بسيار شد اصناف علوم و انواع كتابها و وجوهى كه فراگيرند از آنها چيزها را كه دلالت كند نجوم به رسيدن آنها « 41 » پيش از ظهور ، چنانچه اهل بابل در كتب خود ايراد نمودهاند ، و ياد گرفتند اهل مصر از ايشان ، و عمل كردند اهل هند به آن ، چنانچه بودند خلايق بر آن پيش از آنكه به معاصى نزديك گردند ، و مرتكب بديها شوند ، و خود را در موجهاى جهالت و نادانى اندازند . بدرستى كه ارتكاب « 42 » امور دنيه رسانيد ايشان را به غايت بديها ، همچنانكه در كتب قديمه مسطور است ، تا حدى كه بهترين ايشان به بدى بدل يافت ، و هيچ چيز نمىفهميدند . و مدت مديدى برين منوال گذشت تا آنكه از ذريات و اولاد ايشان جمعى به هم رسيدند كه مؤيد گشتند به راهنمونى حق ، و بيان قبح افعال و اعمالى كه از ايشان به وقوع مىآمد ، و بيان احوال « 43 » پيشينيان كه همه بر جادهء قويم و راه مستقيم عقل بودند ، و احوال دنيا [ 10 - الف ] از گذشتهها ، و
هامش
( 39 ) - اساس و س : « از » ندارد .
( 40 ) - تا اينجا از صوان الحكمه است ازين پس از فهرست ابن نديم ص 238 .
( 41 ) - اساس وس : كند به رسيدن نجوم آنها .
( 42 ) - د ، ت : + امور .
( 43 ) - اساس وس : « احوال » ندارد .