نزديك است به داستان كهندژ سارويهء جى اصفهان كه نخست دژ نبشت بوده و سپس شهر شده است و « ازج » ديگر آنجا كه ابن نديم در فهرست ( ص 301 ) از اختلاف الزيجات ابو سهل نوبختى آورده است نيز محاسن اصفهانى مافروخى ( 91 ) و تاريخ اصفهان ابو نعيم اصفهانى 1 : 37 از ابو معشر بلخى و سنى ملوك الارض ( 31 ) و مجمل التواريخ ( 39 ) دربارهء دفترهايى كه از پوست درخت خدنگ ( توز ) بود و در آن دانشهاى پيشينيان به خط فارسى باستان نوشته بود و در آنجا نهادهاند . مانند همه اينها است آنچه ابن نديم در فهرست ( 417 ) از دو هرم و برابى و صاعد اندلسى ( ص 38 چاپ بيروت ) از هرمها و برابى و مغاكهاى كندهكارى شده ( المغاور المنحوتة ) ياد كردهاند .
نيز مانند اينها است آنچه در داستان دفتر جاويدان خرد هوشنگ مىبينيم كه مشكويهء رازى ( ص 19 چاپ نگارنده ) آورده است و داستان دخمهء انوشيروان و افسر زرين ده پهلوى او ( همان جا 20 ) و نام مغارة الكنوز قديس افرم ( نشر دانش 4 : 2 ص 84 ) نيز سخن حمزهء اصفهانى در التنبيه ص 195 از گفتهء سرخسى دربارهء خداوندان رواق اسكندريه و اسطوان بعلبك و مظال اسكندريه و برابى مصر و مشائيان مقدونيه كه همه اينها به كندى و خليل ميرفتند .
نوبختى ياد شده در نهمطان ( فهرست ابن نديم 301 ) از دانش در مصر و هند ياد كرده و از جم و زرادشت و جاماسب و اسكندر و برابى او و از اردشير و شاپور و نوشيروان نام برده است .
همهء اينها كه ياد كردهام مىرساند كه پيشينيان خواستهاند افسانههاى يونانى و ايرانى و مصرى و كلدانى و هندى را بهم نزديك سازند و شناختگان همهء آنها را تا مىتوانند يكى نشان دهند .
اين بود آنچه من توانستم دربارهء هيستوريگرافى تاريخ فلسفه و دفتر ارزندهء ديوگنس لائرسيوس بنويسم . اميدوارم كسانى پيدا شوند كه آن را به زبان شيرين فارسى درآورند تا همگان از آن
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى ) — صفحة ديباچه 85
مساهمون: شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري
صديباچه ٨٥