شنيديم كه خذآئرا دعوت كردى سه بار ، و ازو درخواست كردى كه بسلامت نكاه دارد ؟
رسول فرمود ، كه : آرى دعا كردم ، و جنين كفتم ، درين ساعت كشتىء اشعريان بر من عرض كردند ، ديدم كه بر كنارهء جزيرهء آمد ، پس من از خذآىء عزّ و جلّ درخواستم كه كشتىء ايشانرا بسلامت دارد .
چون اهل سفينه برسيدند ، رسول عليه السّلم فرمود : « اللّهم اغفر لأكبر أهل السفينة و أصغرهم « 1 » » .
أبو عامر « 2 » كفت : همهء دعآىء تو نصيب من شد ، زيرا كه من بزرگترين ايشانم ، و فرزندان من كوجكترين ايشان .
بعد از آن رسول عليه السّلم فرمود : « اللّهمّ اغفر لأهل السّفينة جميعا » .
أبو عامر كفت : يا رسول اللّه ، اوّل مرا بر سبيل خصوص دعا كردى ، و دؤم بار بر سبيل عموم مرا دعا كردى » .
[ ابن ] كلبى كويد ، كه :
« چند روز به حضرت رسول ببودند ، و چون رسول خذا خواست كه بغزا « 3 » رود ، بنزديك رسول آمدند ، و كفتند :
اى رسول خذا ، ما را بر نشان « 4 » تا در صحبت تو باشيم ، و در صحبت تو غزا كنيم .
رسول عليه السّلم فرمود : چيزى نمىيابم كه شما را بر آن نشانم .
در حال حقّ سبحانه و تعالى اين آيت فرستاد :
وَ لا عَلَى الَّذِينَ إِذا ما أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ
هامش
( 1 ) . خداوندا رحمت خود را شامل بزرگ كشتى و كوچك آن بفرما .
( 2 ) . كنيهء مالك بن عامر .
( 3 ) . غزا : جنگ و غزوة .
( 4 ) . يعنى ما را بر چهارپايى سوار كن تا در ركاب تو بجنگيم .