و از حسن بن محسن « 1 » ، [ حسين در وجود آمد ] « 2 » . و از حسن بن الحسن « 3 » ، هميرجه در وجود آمد .
و از حسين بن محمد « 4 » ، أبو جعفر محمّد [ در وجود آمد ، و از محمد بن حسن ، علىّ بوجود آمد ، و آن على ملقب بود به طاوس ] « 5 » ، و بسيارى از اولاد و اعقاب ايشان بموصل و بغدادند .
و از محمّد بن الحسن . . . . . . [ در وجود آمده ] « 6 » ، و جدّ ايشان محمّد بن جعفر « 7 » ، ملقّب بوده است بديباج ، بسبب تازكى « 8 » و كشادكى ، و خوب روئى او .
و محمّد بن جعفر ديباج ، در سنه مائتين « 9 » هجريّه بناحيت مدينه خروج « 10 » كرد ، و بر
هامش
( 1 ) . در اصل : الحسين ، كه ظاهرا خطاست ، زيرا حسن فرزند محسن بن الحسين جورانى است ، نه فرزند حسين بن الحسين .
( 2 ) . در اصل به اندازه نيم سطر بياض ، و افزوده از « انوار المشعشعين : 2 / ص 228 » .
( 3 ) . در اصل اين گونه ضبط شده است ، و در « انوار المشعشعين : 2 / 228 » آمده است : و از او حسن هميرجه در وجود آمد ، پس ظاهرا صحيح آن است كه گفته شود : و از حسين بن الحسن بن محسن ، حسن هميرجه در وجود آمد .
( 4 ) . در « انوار المشعشعين : 2 / 228 » : و از حسن بن حسين .
( 5 ) . افزوده از « انوار المشعشعين : 2 / 228 - 229 » .
( 6 ) . در اصل : بياض به مقدار يك سطر ، و افزوده از « انوار المشعشعين : 2 / 229 » .
( 7 ) . مقصود امام جعفر صادق عليه السلام است .
( 8 ) . طراوت و شفافيت .
( 9 ) . سال 200 هجرى .
( 10 ) . طبرى در تاريخ طبرى در حوادث سال 200 هجرى ، به تفصيل درباره محمد ديباج سخن گفته است ، او در آغاز به توصيف ويژگيهاى او پرداخته مىگويد : ( كان شيخا ودّاعا محببا في الناس ، مفارقا لما عليه كثير من أهل بيته من قبح السيرة ، و كان يروى العلم عن أبيه جعفر بن محمّد ، و كان الناس يكتبون عنه ، و كان يظهر سمتا و زهدا ) ، و سپس قيام و خروج او را بر