و همچنين به من رسيده است ، كه :
رضآئيّة دختران خود را به شوهر نميدادند ، زيرا كه كسى كه همسر و هم كفو « 1 » ايشان بود نمىيافتند ، و موسىء بن جعفر را بيست و يك « 2 » دختر بوده است ، و از اين جهت هيچ يكى را از ايشان به شوهر نداده است « 3 » ، تا غايتى كه اين معنى در ميان دختران ايشان عادت شده است .
و محمّد بن على الرّضا « 4 » به شهر مدينه ، ده ديه وقف كرده است بر دختران و خواهران
هامش
( 1 ) . مرتبه ، رديف .
( 2 ) . در تعداد و شمارش دختران حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام اختلاف است ، در « معالم أنساب الطالبيّين ص : 141 » ، تعداد آنها 22 دختر ، و شيخ مفيد در « الارشاد : 2 / ص 244 » مجموع اولاد ذكور و اناث حضرت را 37 آورده است ، و ابن الطقطقى در « الاصيلى : ص 152 » تعداد دختران حضرت را 24 دختر دانسته است ، و عمري نسّابه در « المجدى : ص 106 » و ابن عنبه در « عمدة الطالب ص 177 » ، و اعرجى نجفى در « مناهل الضّرب ص : 393 » تعداد آنان 37 دختر دانستهاند .
( 3 ) . در به وجود آمدن اين وضعيت دو مسئله را بايد در نظر داشت :
نخست : وضعيت امام كاظم عليه السلام ، و دور بودن آن حضرت از مدينة طى سالهاى متمادى ، و زندانىشدن در بصره و بغداد ، و تحت نظر بودن خانه و دوستان و ياران آن حضرت از سوى مأمورين امنيتى خليفه عباسى هارون الرشيد .
ديگر آن كه : در آن دوره هدف بسيارى از ازدواج با دختران خاندان امامت ، همانا كسب مقامات دنيوى يا سياسى يا دينى بوده است ، تا بدين وسيله دعوى امامت كرده و گروهى را بدور خود جمع نمايند ، چنان كه در اين قرن شاهد برآمدن فرقههاى دينى و قيامهاى دينى - سياسى متعددى در ميان بنى الحسن و زيديه هستيم ، چنان كه شاهد به وجود آمدن فرقههاى مذهبى متنوعى همچون : زيدى - اسماعيلى - فطحى - واقفى و جز اينها مىباشيم .
( 4 ) . مقصود امام نهم حضرت جواد عليه السلام مىباشد .