عبيد اللّه « 1 » بن سليمان در آن وقت كه بجبل آمد ، بأمر و اجازت معتضد « 2 » ، و دستورى نيكو ببست بحسب اقتضآىء زمان . و قاعدهء مستحسن « 3 » بنهاد ، و بفكر و تدبير خود و سآئر وزرا از پس او ، مثل : علىّ بن محمّد بن الفرات ، و علىّ بن عيسى ، و غير ايشان ، در آن بذو اقتدا كردند .
و جون صاحب ضيعت را مضطر كردانند تا تسليم ضيعت كند ، يا او بر سبيل تبرّع آن را تسليم كرداند ، بحقّ رقبه مستحقّ آن شود ، كه در آنج سلطان را در آن خراج نبود معارض او نشوند ، و او آزاد بود ، از مثل بهاى كاو ، و مثل مراعى « 4 » و سكنى و اجور امنا ، و غير آن كه خارجاند از كتاب وضآئع .
و علىّ بن عيسى حكم كرد از برآىء اهل ايغارين - در روزكار والىشدن أبى الحسين احمد بن سعد « 5 » به ايغارين - از براىء آنكسى كه ضيعهء خود تسليم كرداند ، و برضآىء او بستاند ، كه از غلّهء آن ضيعه قوت او بذو دهند ، و در اموال بأجمعها بر آن بكشايند ، يعنى هر آنج بمساحت بر صاحب ضيعه لازم شود ، ازو مطالبت نمايند ، و متعرّض او نشوند ، و او را زحمت ندهند » .
تا بدينجا حكايت نهاوندى بود .
و جعفر بن يحيىء برمكى « 6 » كويد ، كه :
هامش
( 1 ) . در أصل : عبد اللّه .
( 2 ) . مقصود أبو العباس ، احمد بن طلحه ، مشهور به المعتضد باللّه عباسى ، چهاردهمين خليفه عباسى از تاريخ 279 - 289 هجرى .
( 3 ) . نيكو .
( 4 ) . مراعى : جمع « مرعى » به معناى چراگاه .
( 5 ) . ؟
( 6 ) . أبو الفضل جعفر ابن أبو على يحيى بن خالد بن برمك ، جعفر و پدر و نياى او خالد هر سه از