نجوكاباد : جلين آن را از براى پسر خود نجوكه بنا كرده است .
سرفت : كيخسره ملك « 1 » آن را بنا كرده است .
و كويند كه : جون كيخسره بذين موضع رسيد كه سرفتست ، و آن دريا كه بود كرد بر كرد آن آبها ، كاريزها و رودخانها بذان درياچه روى نهاده بود ، كيخسره كفت كه : اين موضع بس مناسبست از براى بنانهادن و عمارتكردن ، بفرمود « 2 » تا بذان موضع سرفت بنا نهادند ، و آن را سراف نام نهادند به زبان ايشان ، يعنى سرآب ، و به عربى رأس المآء .
راوى كويد كه : كيخسره از شهر شير « 3 » بذينجانب در طلب اژدرها بيامد ، چون بذين ناحيت رسيد ، موضعى كه در آن اژدرها مىبود بكاويد و بشكافت ، اژدرها بكريخت و بر آن پشته « 4 » رفت ، پس كيخسره آنجا سرفت بنا نهاد ، و با او منجمى بود ، كيخسره را كفت كه :
اى ملك ! زود باش كه بذين بطيحه « 5 » - يعنى جاى جمعشدن آب - بنائى و عمارتى پيذا شود ، و اين آب بذين موضع باز خوشد « 6 » چنانج پنجاه كز بكنند تا به آب برسد ، و به كمتر
هامش
( 1 ) . يا كيخسرو ، از پادشاهان هخامنشى ، او سازنده تعدادى بنا و آتشكده مىباشد ، همچون آتشكده « آذرگشنسب » و جز آن ، علاوه بر آن ساختمان كاخ بزرگى در ناحيه « شيز » در فارس و آتشكده آن به دو منسوبست ، كىلسترنج در « بلدان الخلافة الشرقية : ص 259 » و دكتر پرويز اذكائى در « همداننامه : ص 33 و 55 » از او ياد كردهاند .
( 2 ) . در أصل : بفرمود بفرمود .
( 3 ) . در أصل و ديگر نسخ : شير آمده است ، ليكن احتمالا صحيح آن « شيز » بايد باشد ، كه به گفته دكتر پرويز اذكائى « همداننامه : ص 55 » : همان « تخت سليمان ، كنونى مىباشد كه در آن آثار باقيمانده از دوره هخامنشى همچنان پابرجاست ، و به گفته برخى از مؤرخين زادگاه زردشت مىباشد ، و ياقوت اين نام را تصحيف جيس مىداند ) ، درباره اين شهر و كاخ هخامنشى آن كه از ساختههاى كيخسرو است كىلسترنج در « بلدان الخلافة الشرقية : ص 259 » ، به تفصيل سخن گفته است .
( 4 ) . تپه خاكى كه مىتوان پشت آن جاى گرفت .
( 5 ) . بطيحة ، بطحاء : دشت .
( 6 ) . خوشيد ( بر وزن كوشيد ) به معناى خشك شد و خشكيد ، و خوشيدن ( بر وزن پوشيدن ) به