است ، و آن را سعدآباد ميكويند ؛ در يكشب بذان روانه كرد . « 1 »
مالكاباد سراجه : مالك بن أحوص آن را بنا كرده است ، و بنام خود آن را نام نهاد ، و بذو منسوبست .
شعيباباد : شعيب بن عبد اللّه بن سعد آن را بنا كرده است ، و نهر « 2 » آن را استحداث كرد ، و كاريز آن بيرون آورد ، و بنام خود نام « 3 » نهاد .
عمراناباد : عمران بن عبد اللّه بن سعد بنا نهاد ، و كاريز آن انشا كرد ، و بنام خود بنا نهاد .
يعلىآباد : يعلى بن حمّاد بنا كرده است ، و كاريز آن بيرون آورده ، و آن را بنام خود نام كرده .
حمزهآباد : آن را حمزهء بن اليسع بنا كرده است ، و كاريز آن بيرون آورده ، و بذين سبب بذو باز ميخوانند .
باغات بنين : بنين بن أبى خالد - كه نام او زكريّاى بن مالك بن أحوص است - آن را بنا كرده است ، و نام نهاده بنام خود .
و همچنين است سبيل « 4 » و طريق ديكر ضياع و هستات « 5 » و باغات عربيّه ، و نامهآىء ايشان ، و نامهآىء بناكنندكان ايشان » .
و من بذين قدر كه ياد كردم از ديكر ضيعتها ، قناعت ميكنم ، و اختصار مىنمايم ، زيرا كه مشهور و منسوباند با بناكنندكان آن ، و از ذكر ايشان عدول مىكنم ، با ذكر ضياع عجميّه ، بر وجهى و صفتى كه برقى و غير او حكايت كردهاند و كفته :
هامش
( 1 ) . پيشتر درباره سعد بن مالك ، و سعدآباد ، و موقعيت جغرافياى آن به تفصيل سخن رفت .
( 2 ) . در نسخة ( 2 ) و ( 3 ) : مدينه ، و در نسخهء اصل ( شهر ) ضبط شده ، و در نسخة چاپى : نهر كه همين صحيح است .
( 3 ) . در نسخه چاپى : بنا .
( 4 ) . راه .
( 5 ) . در برخى از نسخهها : ( دهات ) ضبط شده ، و در نسخهء أصل ( هستات ) كه همين صحيح است ، و هستات : جمع ( هست ) به معناى دارايى و ضياع و ملك . ( لغتنامه دهخدا : ماده هست )