أهل لئام « 1 » ، و محامد از مذام ، و فاضل از مفضول جدا نشدى . جه تلاوت و قرائت أخبار ، در هر قرنى و وقتى محبوب بوده است ، و مذاكرهء بر آن مرغوب و غير مكروب « 2 » ، جنانج من يافتم در رسالهء أسد بن عبد اللّه البسطامى النطّار « 3 » ، كه او فرمود ، كه من از شيخ أمين « 4 » رحمه اللّه شنيدم ، كه او فرمود كه :
« اكر ملوك و سلاطين بدانند و بشناسند ، آن لذّت و شوق كه در مذاكرات و مباحثاتست ، بشمشيرها و تيغها بروىء ما برون آيند ، و با ما مجادله و مضاربه « 5 » كنند ، و ما را بر آن نكذارند ، و يكساعت و يك لحظه از آن غافل نشوند ، و به عملى و شغلى ديكر مشغول نكردند » !
سبب دوم : آنك به كرّات از أبو الفضل ، محمّد بن الحسين العميد « 6 » رحمه اللّه شنيدم ، كه او تعجّب مىنمود ، و ميكفت :
هامش
پادشاهان است .
( 1 ) . مرد لئيم : پست و فرومايه .
( 2 ) . مكروب : مهموم و ناراحتى .
( 3 ) . ؟
( 4 ) . احتمالا مقصود او از شيخ امين ، ابو الحسن عبّاد بن عباس طالقانى ، پدر صاحب بن عبّاد ، و وزير ركن الدوله بن بويه ، متوفاى سال 334 يا 335 هجرى است ، كه پيشتر مصنف دو نوبت با همين صفت از او ياد كرد .
( 5 ) . مضاربه : در اينجا به معناى زد و خورد كردن است .
( 6 ) . محمد بن الحسين العميد ابن محمد ابو الفضل الحسين بن الحسن العميد الكاتب الخراسانى ، وزير ركن الدوله آل بويه ، و يكى از مشهورترين كاتبان بلكه سرآمد تمامى كاتبان اسلامى ، و استاد صاحب بن عبّاد . مصنّف تاريخ قم كه معاصر او بود از براى او اشعار أبو جعفر محمد بن على عطّار را جمعآورى نمود . نگاه كنيد به : « طبقات اعلام الشيعة : ق 4 / ص 269 » .