تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
جمجمه‌هاى آنها فضلى باشد مطلب آن چنان است كه تو مىگويى و اگر بگويى آن از جمجمه‌هاى پادشاهان است پس بدان اى پادشاه ! كه او نيز به مانند تو داراى شوكت و زينت و رفعت و عزّت بوده و اكنون به اين حالت رسيده است و نمىپسندم اى پادشاه كه روزى جمجمهء تو به اين حال افتد و لگدمال شود و به خاك درآميزد و كرمها آن را بخورد و كثرت تو به قلَّت و عزّت تو به ذلَّت مبدّل گردد و حفره‌اى كه طول آن كمتر از چهار ذراع است تو را در بر گيرد و پادشاهيّت را به ميراث برند و يادت منقطع گردد و هر چه كردى تباه شود و آنان كه اكرام كردى خوار شوند و آنان كه خوار ساختى گرامى شوند و دشمنانت شاد شوند و دوستانت گم شوند و زير خاك نهان شوى كه اگر تو را بخوانيم نشنوى و اگر اكرامت كنيم نپذيرى و اگر اهانتت كنيم خشم نگيرى و فرزندانت يتيم شوند و زنانت بيوه گردند و شوهرانى غير تو را براى خود برگزينند . چون پادشاه اين سخنان را شنيد بر خود لرزيد و اشك از ديدگانش روان شد و فرياد وا ويلا بلند كرد و چون آن مرد اين تغيير حال را در او ديد دانست كه گفتارش در دل پادشاه تأثير كرده است جراتش افزون شد و از اين سخنان با او