اهل آن خانه مستولى شده است و بعضى را پردهها بر گوشها و عقلها و دلهايشان آويخته است و ايشان را نادان رها كرده است و آنها مانند حيوانات از مجهولات خود پرسش نمىكنند . و عامّهء خلايق را مذاهب و طريقههاى مختلفى است : بعضى از ايشان در ضلالت خود سعى وافر دارند تا به غايتى كه خون و مال مردم را بر خود حلال كردهاند و گمراهى و باطل خود را در لباس حقّ به مردم مىنمايند تا دين مردم را بر آنها مشتبه كنند و ضلالت خود را در نظر جمعى ضعيف العقل بيارايند و از دين حقّشان باز دارند ، پس شيطان و لشكريانش پيوسته در هلاكت و گمراهى مردم مىكوشند و در اين راه هيچ گاه خسته نمىشوند و عدد آنها را كسى جز خدا نمىداند و جز با توفيق و عون الهى و چنگ زدن در متابعت دين حقّ دفع مكائد ايشان نمىتوان كرد ، از خدا مىخواهيم كه در طاعت خود ما را توفيق دهد و ما را بر دشمنان خود نصرت عنايت فرمايد و هيچ حول و قوّهاى جز به واسطهء او ميسّر نمىشود .
شاهزاده گفت : اى حكيم ! خداى تعالى را بر من چنان وصف كن كه گويا او را مىبينم . حكيم گفت : خداى تعالى ديدنى نيست و عقول به كنه وصف او و زبانها به كنه مدح او نمىرسند و بندگان احاطه به علوم او ندارند مگر آنچه را كه
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 481
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٨١