ترتيب كه در دل مرد عاقل وسوسه مىكند كه تو عقل و بصيرتى ندارى و از دانايى منفعتى به تو عايد نمىگردد و غرضش از اين وسوسه آن است كه محبّت دانش و دانشجويى را از خاطر او بيرون كند و مشغول شدن به غير علم را همچون ملاهى دنيايى در نظر او بيارايد . و اگر آدمى از اين راه فريب وى را خورد و پيروى وى نمايد مغلوب مىشود و اگر فريب نخورد و بر وى غالب آيد شيطان به سلاح ديگر متوسّل مىشود بدين ترتيب كه چون آدمى ارادهء انجام عملى از اعمال خير كند و بدان كار بينا باشد كارهاى ديگرى را بر وى عرضه مىكند كه بدانها بينا نيست تا او را به واسطهء چيزى كه نمىداند غمگين و منزجر نمايد تا به غايتى كه آن عمل خير را مبغوض وى قرار مىدهد و در آن شبهه مىكند و مىگويد : آيا نمىبينى كه تو بر انجام اين امر توانا نيستى و نمىتوانى آن را به انجام برسانى پس چرا خود را به زحمت مىافكنى و رنج بيهوده مىبرى ؟ و با اين سلاح بسيارى از مردان را به خاك افكنده و از تحصيل كمالات محروم ساخته است .
پس اى شاهزاده ! از شرّ شياطين بر حذر باش و از اكتساب علومى كه نمىدانى غافل مباش و در آنچه دانستهاى فريب شيطان را مخور و بدان عمل كن كه تو در خانهاى هستى كه شيطان به حيلههاى رنگارنگ و وجوه ضلالت بر
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 480
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٨٠