تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
كاش من ايشان را مىديدم خطاب رسيد كه يا موسى تو در ظاهر ايشان را نخواهى ديد كه الحال وقت ظهور ايشان نيست و ليكن عن قريب ايشان را خواهى ديد در بهشتها در جنات عدن و در جنّت فردوس و در حضور محمد صلى الله عليه و آله كه در نعمتهاى اين باغستانها تنعم كنند و با حوران آنجا تعيش و تنعم كنند آيا مىخواهى كه كلام ايشان را بشنوى موسى گفت بلى اى خداوند من خطاب رسيد كه اى موسى بايست نزد من و كمرت را در بند مانند ايستادن بنده ذليل در برابر پادشاه عظيم الشأن موسى به اين نحو ايستاد . پس حق سبحانه و تعالى فرمود كه اى امّت محمد پس همه جواب دادند در پشتهاى پدران و رحمهاى مادران به اين تلبيه ، و لبّيك آخر در بعضي نسخ هست چنان كه در تفسير مذكور است و در بعضي نسخ نيست چنان كه در امالى نيست پس حق سبحانه و تعالى اين جواب را شعار و علامت حاجيان گردانيد بنا بر اين سنت است بلند گفتن تا اظهار كنند اين معنى را ، و حديث طولانى بود آن چه مطلوب بود از آن كه آن تلبيه و علتش بود در اينجا ذكر كردم و تمام در تفسير قرآن ذكر كرده‌ام و در ضمن تفصيل كتب صدوق تفسير قرآن مذكور است در فهرست شيخ و نجاشي و اليوم در ميان نيست مثل أكثر كتب أو و أكثر كتب علماى ما و تفاسيرى كه أصحاب ما نوشته‌اند . و تتمه اين حديث در تفسير و در ساير كتب صدوق اينست كه پس حق سبحانه و تعالى فرمود كه اى أمت محمد نسبت به شما چنين قضا كرده‌ام كه رحمت من سابق باشد بر غضبم و عفو من از شما بيش از عقاب من باشد شما را دعاى شما را مستجاب كردم پيش از آن كه از من طلب كنيد و بخشش من بر شما پيش از سؤال شماست از من ، مقرر گردانيده‌ام كه هر كه از شما از دنيا بيرون رود با شهادتين و راست گو باشد هر چه را گويد و افعال خود را درست