پدرش از شيخ زين الدين از شيخ نور الدين علي بن العالي از شيخ شمس الدين محمد پسر عم شهيد از شيخ ضياء الدين على پسر شيخ شمس الدين محمد بن مكي شهيد از پدرش از شيخ فخر الدين محمد بن علامه و سيد عميد الدين هر دو از علامه شيخ جمال الملة و الدّين حسن از پدرش شيخ سديد الدين يوسف از سيد شمس الدين فخار بن معد موسوى . و از شيخ شهيد أو از مرندى محمد بن صالح از سيد فخار از شيخ شاذان از شيخ جعفر بن محمد دوريستى از پدرش از صدوق از محمد بن قاسم بسند متن از حضرت أمير المؤمنين صلوات الله عليه كه روزى حضرت سيد المرسلين صلَّى الله عليه و آله به بعضي از أصحاب خود فرمودند كه يا عبد الله دوست دار خوبان را از جهة رضاى الهى و دشمن دار بدان را از جهة رضاى الهى و موالات كن خوبان را في الله و معادات كن با بدان في الله زيرا كه دوستى حق سبحانه و تعالى حاصل نمىشود مگر با اين افعال و هيچ كس مزه ايمان را نمىيابد هر چند نماز و روزه بسيار كند تا چنين نشود كه دوستى و دشمنى را خالصا للَّه كند و در اين روز چنين شده است كه دوستيها و بديها [ و برادريها ] از جهة دنياست اگر نفع دنيوي از يكديگر مىيابند دوستى مىكنند و اگر نمىيابند با يكديگر دشمنى مىكند و دوستى و دشمنى كه بواسطة دنيا باشد و دفع عذاب الهى نمىكند و ثواب الهى از آن بهم نمىرسد .
پس آن شخص گفت يا رسول الله من چگونه بدانم كه دوستى و دشمنى من للَّه است و دوست خدا كيست كه من با أو دوستى كنم و دشمن خدا كيست تا من با أو دشمنى كنم پس حضرت سيد المرسلين صلَّى الله عليه و آله اشاره به حضرت أمير المؤمنين كردند و فرمودند كه أو را مىبينى گفت بلى حضرت فرمودند كه دوست أو دوست خداست با أو دوستى كن و دشمن أو دشمن خداست با أو دشمنى كن با دوست أو دوستى كن اگر چه پدرت را كشته باشد و
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 533
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٥٣٣