تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
( و سال علىّ بن يقطين ابا الحسن الاوّل صلوات الله عليه عن زكات الفطرة أيصلح ان يعطى الجيران و الظَّؤرة ممّن لا يعرف و لا ينصب فقال لا باس بذلك اذا كان محتاجا ) ( 1 ) و در صحيح منقول است از على كه گفت سؤال كردم از حضرت امام موسى كاظم صلوات الله عليه از زكات فطره كه جايز است آن را به همسايگان و دايگان دادن كه شيعه اثنى عشرى نباشند و عداوت اهل بيت نداشته باشند به آن كه مستضعف باشند حضرت فرمودند كه باكى نيست هر گاه محتاج باشد و ظاهرا مراد از آن دهنده باشد يعنى ضرور شود تقيه كردن به دادن چيزى به ايشان كه اگر ندهد در مقام عداوت او در آيند نه آن كه اينها محتاج باشند چون بديهى است كه كسى به غير محتاج نمىدهد و قرينهء ديگر آن كه كان فرمودند و اگر نه مىبايست بفرمايند اذا كانوا محتاجين اگر چه مىتوان ساخت و ليكن اظهر اينست تا موافق باشد با احاديث ديگر كه گذشت در باب زكات . و مرويست در صحيح از محمد بن عيسى كه ابراهيم بن عقبه عرضه نوشت به خدمت يكى از حضرات ائمه معصومين صلوات الله عليهم و سؤال كرد از قدر زكات فطره و از آن كه به غير اثنا عشرى مىتوان داد حضرت نوشتند به او كه بر تست كه يك صاع بيرون كنى از خود و از هر سرى از عيالت يك صاع به يك صاع حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله و سزاوار نيست كه زكاتت را به غير مؤمن دهى بلكه به مؤمن ده . و در حسن از سليمان منقول است كه آن حضرت صلوات الله عليه فرمودند كه اگر اثنا عشرى بهم نرسد جدا كن فطره را پيش از نماز و بگذار تا
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 671 | محمد تقي المجلسي ( الأول )