بيدار است به درستى كه مستحب است كه در نماز و دعا و تضرع باشد زيرا كه اميد هست كه شب قدر در يكى از اين دو شب باشد .
چنين گويد صدوق مصنف اين كتاب كه من اين حديث را در اين باب ذكر كردهام با آن كه خود عمل نمىكنم به آن تا آن كه هر كه نظر كند در كتاب من بداند كه چگونه روايت كند و بداند كه اين اين حديث را روايت كرده است و اعتقاد مرا نيز بداند كه من باكى نمىدانم كه كسى به اين حديث عمل كند . چون حديث سماعه اگر چه واقفى است صدوق و قدما به آن عمل مىكنند و در واقفى بودنش نيز سخنى هست چون در زمان حضرت امام جعفر صادق فوت شده است لهذا حديث بخاطر ندارم كه از حضرت موسى بن جعفر صلوات الله عليهما روايت كرده باشد چه جاى آن كه مانده باشد تا زمان وفات آن حضرت با آن كه فاصله سى و سه سال است با سى و پنج سال و على اى حال هر گاه تعارض واقع شود ميان احاديث مثل حلبى و ابن سنان و محمد بن مسلم كه در يك طرف باشند و سماعه در طرف ديگر آن طرف را رجحان مىبايد داد به اعتبار ايمان و اوثقيت و اكثريت و حق با اوست اگر چنين باشد و حال آن كه به اعتراف صدوق نيز چنين نيست و اگر گويد كه بر تقدير كثرت راويان طرف سماعه حديثى كه بى علتى باشد نيست حق با اوست زيرا كه در هر حديثى از اين احاديث بسيار سخنى هست اما اگر جمع توان كرد يقين طرح نمىبايد كرد لهذا صدوق قايل است به تخيير و مىگويد كه مخير است اگر خواهد به اين حديث نيز عمل مىتواند كرد .
چون در حديث ابو ذر وارد است كه حضرت سيد المرسلين است صلى الله عليه و آله فرمودند كه نماز خيرى است كه حق سبحانه و تعالى از جهة بندگان خود مقرر فرموده است هر كه خواهد كم كند و هر كه خواهد بسيار بكند
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 497
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٤٩٧