تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
رسول الله به على ولى الله تمام شد چنان كه حق سبحانه و تعالى فرمود كه * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ ) * الخ يعنى امروز دين شما را كامل گردانيدم و نعمت خود را بر شما تمام كردم ، و دين اسلام را از براى شما راضى شدم كه دين شما باشد و بدون امامت آن حضرت و اولاد امجاد آن حضرت صلوات الله عليه دين نداشتيد و نخواهيد داشت ، و حق سبحانه و تعالى باطل كرد كردهاى فرعون و هامان و قارون اين امت را و كردهاى اتباع ايشان را كه در كعبه معظمه ابو بكر و عمر و عثمان و ابو عبيده جراح و سالم مولاى حذيفه و غير ايشان تا چهارده كس يا بيست و پنج كس از سرداران منافقان با هم بيعت كردند كه نگذارند امامت و خلافت به دودمان حضرت سيد المرسلين صلوات الله عليهم رسد ، و بيعت دويم كه بعد از اين واقعه كردند كه دبه ها انداختند و علامت دبه را خود گذاشته‌اند ، و زيارت مىكنند در عقبه كه به رابغ مىآيند در سه منزلى مكه معظمه ، و صاحب كشاف كه از رؤساء سنّيانست اشعار بهر دو كرده است در تفسير آيه كريمه * ( لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَقَلَّبُوا لَكَ الأُمُورَ ) * كه دوازده كس بودند كه در مقام قتل آن حضرت در آمده بودند در عقبه و حيلها و مكرها كردند در باطل گردانيدن كار آن حضرت تا آن كه حق ظاهر شده و كارى كه حق سبحانه و تعالى اراده كرده بود غالب شد و در تفسير آيه كريمه * ( وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ ) * گفته است كه پانزده كس با هم عهد و پيمان بستند كه آن حضرت را از راحله اش بيندازد در وقتى كه بر عقبه بالا فرمايند در شب كه دبه ها بيندازند پس عمار بن ياسر مهار شتر را گرفت و مىكشيد و حذيفه در عقب راحله بود و مىراند كه حذيفه صداهاى پاى شتران را شنيد ، و صداى اسلحه ايشان را پس برقى جست و همه را حذيفه بن يمان ديد و گفت اى دشمنان حق سبحانه و تعالى
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 237 | محمد تقي المجلسي ( الأول )