تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
غضب ترك او نكرد بلكه از جهة آن كه هشام امام خود را چنان كه بايد نشناخته است بر چنين كس اعتماد نمىتوان كرد چون ورع او به مرتبه نبوده كه وصف آن توان كرد و عمده ورع در ماليات است و خواهد آمد كه ما يعرف خود كه تخميننا صد تومان بود به شخصى قرض داد و ترك تجارت نمود آن شخص خانه خود را به اين مبلغ فروخت و زر آن را نزد او آورد ابن ابى عمير گفت از كجا آوردى اين مال را گفت خانه خود را فروختم گفت بردار و پس ده و به خانه خود قرار گير و الله كه الحال محتاج يك درهمم و يك درهم از اين را تصرف نمىكنم چون ذريح از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه روايت كرد مرا كه مؤمن را از خانه خود در نمىبايد كرد از جهة دين و آن زر را از او نگرفت با آن كه ظاهر بود كه شخصى كه صد تومان قرض داشته باشد خانه صد تومانى او را در كار نيست و با آن كه اخراج بد است اگر او بدهد بىخلاف جايز است گرفتن و ليكن ورع او مانع شد كه اين گرفتن در معنى اخراج است . و كشى از فضل بن شاذان روايت كرده است كه به نزد ابن ابى عمير رفتم او در سجود بود و سجده بسيار طولانى كرد و چون سر برداشت فضل تعريف طول سجده او كرد او گفت كه اگر سجده هاى طولانى جميل بن دراج را مىديدى سجده مرا مدح نمىكردى و چنان كه تو بر من وارد شدى من نيز بر جميل وارد شدم و ديدم كه او سجده بسيار طولانى كرد پس چون سر برداشت به او گفتم تعجّب خود را از سجود طولانى او گفت اين سهل است اگر سجود معروف بن خربوذ را مىديدى اين سجده در نظرت اعتبار نمىداشت . و منقول است كه هارون و مأمون خواستند كه او را قاضى بغداد كنند قبول نكرد و چهار سال در حبس ايشان ماند و كتكها خورد و قبول نكرد و چون در حبس بود باران كتابهاى او را ضايع كرد و از حفظ روايت مىكرد و آن چه ارسال مىكند مىداند كه از ثقات روايت كرده است اما خصوص شخص را
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 611 | محمد تقي المجلسي ( الأول )