گردنكشى نيست از بندگى او ، به يك كلمه كه گفت باش بر پا ايستاد هفت آسمان ، و به يك كلمه كن قرار گرفت زمينها كه محل استراحت و نشو و نماى خلايق است يا مراد از كلمه اراده اوست كه هر گاه تعلق به چيزى گرفت موجود است و به آن كلمه ثابت شد بر جاى خود كوههاى عظيم بلند كه بر جاى خود ايستادهاند ، و به آن كلمه روان شد بادهايى كه آبستن كننده درختانست و روانه شد در ميان آسمان و زمين ابرها ، و درياها بر اطراف زمين قرار گرفت كه چنين محسوس مىشود كه بر اطراف آسمانست يا بر اطراف آسمان به همين معنى .
و اوست كه خداوند همه است و همه مقهور اويند و ذليلند نزد عظمت و قهاريت او قهاران يا مانند پادشان ارجمند نزد عالميان ، و حقيرند نزد بزرگوارى او متكبران كه بر عالميان بزرگى مىكنند ، و خود را در مقام حقارت دارند نزد او و مطيع و منقاد اويند خواهى نخواهى عالميان جمعى از طوع و رغبت و جمعى از روى كراهت و مذلَّت مطيع فرمان اويند همگى حمد و ستايش مىكنيم او را چنان كه خود حمد خود كرده است و چنان كه او مستحق ستايش است و همه يارى و ياورى از او مىخواهيم و طلب مغفرت و هدايت از او مىكنيم .
« و نشهد ان لا إله الله وحده لا شريك له يعلم ما تخفى النّفوس و ما تجنّ البحار و ما توارى منه ظلمة و لا تغيب عنه غائبة و ما تسقط من ورقة من شجرة و لا حبّة فى ظلمة الَّا يعلمها لا إله الَّا هو و لا رطب و لا يابس الَّا فى كتاب مبين و يعلم ما يعمل العاملون و أيّ مجرى يجرون و إلى أيّ منقلب ينقلبون و نستهدي الله بالهدى و نشهد انّ محمّدا عبده و نبيّه و رسوله إلى خلقه و أمينه على وحيه و انّه قد بلَّغ رسالات ربّه و جاهد فى الله الحائدين عنه العادلين به و عبد الله حتّى اتاه اليقين صلَّى الله عليه و آله »
( 1 ) و همه گواهى مىدهيم كه نيست خداوندى
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٢٧٧