تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
از نعم به سبب واسطها مىآيد و در آن نشاه بىواسطه مىرسد با آن كه نعمتهاى دنيوى اغلب فانى و زايل است و نعم اخروى همه باقى و دايمست و اوست نه غير او كه داناست به آن چه آفريده است و آن چه اصلح است به حال بندگان كرده و مىكند و مطَّلع است بر احوال همه از پنهان و آشكار عالم است به آن چه فرو مىرود در زمين از دانه و باران و اموات و امثال اينها و آن چه بيرون مىآيد از زمين از حبوب و اشجار و ثمار و اموات كه زنده مىشوند در قيامت صغرى و كبرى ، و مىداند هر چه را به زير مىآيد از آسمان مانند فرشتگان و باران و ارزاق و مقادير و رحمت و رخمت و آن چه را كه عروج مىكند در آسمان مانند فرشتگان و اعمال بندگان و بخارات و ارواح مؤمنان و اوست خداوندى كه مهربانست و امر زنده عاصيانست هر چند مخالفت و معصيت كنند با توبه البته و بدون آن هر كس را خواهد و قابل رحمت باشد چنان كه فرموده است كه شرك را نمىآمرزد و غير شرك را مىآمرزد از براى هر كه مىخواهد اينست و به اين صفات موصوفست خداوندى كه نيست خداوندى غير از أو بازگشت همه بسوى اوست و هر سپاس و ستايشى مخصوص خداونديست كه به قدرت كامله خود نگاهدارنده آسمانها است از وقوع بر زمين و زمينيان مگر باذن او بانكه اسباب وقوعش به همرسيده است كه آن شرك است چنان كه فرموده است كه نزديكست كه آسمانها از هم به پاشند و زمين قرار نگيرد و كوهها از هم به پاشند به سبب آن كه از جهة خداوند خود فرزند مقرّر ساخته‌اند خداوندا ما را به رحمت خود يا به سبب يا به حق رحمتت ببخشا و ما همه مؤمنان كه بىچارگان و گناه كارانيم مغفرت خود را شامل حال ما گردان به درستى كه توئى بزرگوار بلند مقدار عظيم الكبرياء و جميع محامد مخصوص خداونديست كه نااميدى از رحمت او نيست يا جاى نااميدى نيست چون رحمتش غير متناهى است و كسى نيست كه از نعمت او خالى باشد و نااميدى نيست از رحمتهاى خفيه او و كسى نيست كه گردنكشى كند يا جاى