نيست و چون ندا كردند واجب مىشود ، و در زمان حضور معصوم هيچ شك نيست كه معصوم يا نايب او البته ندا مىكنند و در زمان غيبت اگر خوفى نباشد و ندا كنند واجب باشد و الَّا فلا و بالخاصية هميشه نماز جمعه بىخوف نبوده است حتى در اين بلاد كه الحمد للَّه رب العالمين با آن كه پادشاهان صفويه ادام الله تعالى ظلالهم على كافة العالمين مىخواهند كه هميشه شعاير ايمان و اسلام بر پا باشد طلبه در مقام نفى يكديگر مىشوند و بسيار است كه سبب رفع آن مىشوند چون تخيل تفردى كردهاند و مىكنند و در هيچ طايفه آن قدر حسد نيست كه در اين طايفه چنان كه در احاديث مستفيضه از حضرت سيد المرسلين و ائمه طاهرين صلوات الله عليهم وارد است كه آفت علم حسد است حق سبحانه و تعالى همه را از اين رذيله مطهّر كردهاند بجاه محمد و عترته الطَّاهرين .
( « و روى ربعى بن عبد الله و فضيل بن يسار عن ابى عبد الله صلوات الله عليه انّه قال ليس فى السّفر جمعة و لا فطر و لا اضحى » )
و در حديث صحيح و حسن كالصحيح از آن حضرت صلوات الله عليه منقولست كه فرمودند كه در سفر نماز جمعه واجب عينى نيست بلكه تخييرى است و همچنين نماز عيد فطر و عيد اضحى واجب نيست و احاديث عدم وجوب گذشت و صدوق در موثق از سماعه روايت كرده است از حضرت امام جعفر صادق از پدرش صلوات الله عليهما كه فرمودند كه هر مسافرى كه نماز جمعه بكند از روى رغبت به نماز جمعه حق سبحانه و تعالى او را ثواب صد نماز جمعه مقيم كرامت فرمايد و ممكن است كه مراد اين باشد كه هر گاه مسافر در شهرى وارد شود كه نماز جمعه كنند و نماز ظهر او دو ركعت است پس اقتدا كردن ظهر را به جمعه اين ثواب داشته باشد و ليكن چون اخبار صحيحه گذشت كه مىتوان كرد در نماز جمعه را در سفر پس نفى محمول است بر نفى وجوب و