آن شخص گفت چگونه مجزى باشد چيزى كه حق سبحانه و تعالى آن را واجب نگردانيده است از چيزى كه حق سبحانه و تعالى از او واجب گردانيده است و تو مىگويى كه نماز جمعه بر او واجب نيست و كسى كه نماز جمعه بر او واجب نباشد واجبست كه چهار ركعت ظهر را به جا آورد و هر گاه چهار ركعت بر او واجب باشد چگونه دو ركعت از چهار ركعت مجزى باشد و چگونه غير واجب از واجب مجزى باشد ابن ابى ليلى جواب نتوانست دادن و از آن شخص طلبيد كه اگر جواب اين را مىدانى بگو او إبا كرد و حفص مىگويد كه من از او سؤال كردم جوابت را به من گفت و گفت جوابش اينست كه حق سبحانه و تعالى نماز جمعه را بر جميع مؤمنين و مؤمنات و ظاهرا لفظ مؤمنات را نساخ يا رواة سهو كرده باشند واجب گردانيده است و رخصت داده است زن و مسافر و بنده را كه اگر نخواهند كه بيابند اختيار داشته باشند پس چون آمدند و حاضر شدند رخصت از ايشان ساقط شد و بر ايشان لازم شد فرض اوّل از اين جهت از ايشان مجزيست گفتم اين جواب را از كه دارى آن شخص گفت كه از مولاى ما و مولاى عالميان حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه و اكثر اصحاب كه قايلند كه نماز جمعه در حالت غيبت واجب تخييريست از امثال اين حديث قايل شدهاند كه چون در غيبت امام غالبا تقيه از أعادى واجبست و عامه اهتمام عظيم هميشه در نماز جمعه داشتهاند و دارند و اگر كسى به نماز جماعت ايشان حاضر نشود مىگذارنند و نماز جمعه را نمىگذارنند پس اگر در خانهاى خود ممكن بوده باشد و خوف نباشد مىكنند به قصد آن كه افضل دو فرد واجب تخييريست يا آن كه تا حاضر نشوند واجب نيست حاضر شدن و چون حاضر شوند واجبست كردن و اشعارى دارد به اين معنى آيه كريمه كه حق سبحانه و تعالى وجوب آن را معلق ساخته است به ندا پس تا ندا نكنند واجب
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 538
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٥٣٨