تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
در قومى كه بيرون آمدند از خراسان يا اصفهان و همدان و امثال آن و مردى امامت ايشان مىكرد پس چون به كوفه رسيدند دانستند كه يهوديست حضرت فرمودند كه آن جماعت اعاده نمىكنند نمازهايى كه با او كرده‌اند و محتمل است كه عبارت صدوق عبارت كتاب زياد باشد و نظر بكتاب نوادر نقل بالمعنى باشد چون اختلافى هست بحسب لفظ و الله تعالى يعلم . ( وسمعت جماعة من مشايخنا يقولون انّه ليس عليهم اعادة شىء ممّا جهر فيه و عليهم اعادة ما صلَّى بهم ممّا لم يجهر فيه و الحديث المفسّر يحكم على المجمل ) و در بعضى از نسخ يحمل عليه المجمل است و صدوق مىگويد كه از جمعى از استادان خود شنيده‌ام در مسأله نماز در عقب كافر كه اعاده نمىكنند نماز جهريه را و اعاده مىكنند نماز اخفاتيه را و حديثى كه مفصّل است حكم مىكند بر حديث مجمل پس عدم اعاده را حمل مىكنيم بر جهريه يا حديث مفصّل را مىبايد كه مجمل را بر او حمل كنند به همان معنى و چون مشايخ صدوق ارباب نصوصند قول ايشان بمنزله حديث است و صدوق اعتماد بر قول ايشان كرده است و به تفضيل قايل شده است و ظاهرا حديث صدوق نيز از ابن ابى عمير از بعضى از اصحاب بوده باشد و چون مرا سيل ابن ابى عمير در حكم مسانيد است صدوق بعضى را ذكر نكرده است و ممكن است از نساخ افتاده باشد چون ابن ابى عمير به خدمت حضرت صادق نرسيده است و نقل نكرده‌اند ملاقات او آن حضرت را .
( و سال علىّ بن جعفر اخاه موسى بن جعفر صلوات الله عليه عن المرأة تؤمّ النّساء ما حدّ رفع صوتها بالتكبير و القراءة فقال قدر ما تسمع ) و به اسانيد صحيحه منقول است از على كه گفت سؤال كردم از برادرم حضرت امام موسى كاظم صلوات الله عليه از زنى كه امامت زنان كند چه مقدار