مىخواندند .
و كالصحيح از آن حضرت صلوات الله عليه منقول است كه فرمودند كه هر گاه امام باشى مىبايد كه در دو ركعت اول قرائت كنى و مأمومان تسبيحات اربع بخوانند يعنى در اخفاتيه و در دو ركعت آخر تسبيحات اربع بخوان و مأمومان الحمد بخوانند .
و در حسن كالصحيح از جميل منقول است كه گفت از آن حضرت صلوات الله عليه سؤال كردم از قرائت امام در دو ركعت آخر حضرت صلوات الله عليه فرمودند كه امام الحمد مىخواند و مأموم نمىخواند ، و منفرد الحمد مىخواند يعنى مىتواند خواند .
و كالصحيح منقول است از آن حضرت صلوات الله عليه كه على بن حنظله سؤال كرد از آن حضرت از دو ركعت آخر كه در آن چه چيز را بخوانم حضرت فرمودند كه اگر مىخواهى الحمد بخوان و اگر مىخواهى ذكر حق سبحانه و تعالى بكن كه هر دو مساويند .
و كالصحيح از محمد بن حكيم منقولست كه گفت سؤال كردم از حضرت امام موسى كاظم صلوات الله عليه كه در دو ركعت آخر حمد بهتر است يا تسبيح فرمودند كه حمد بهتر است و بعضى از اخبار گذشت و بعضى ديگر خواهد آمد و آن چه ظاهر مىشود از جمع بين الاخبار آنست كه منفرد را غالبا تسبيح اولى است و امام را غالبا حمد اولى است و بحسب احوال هر دو مختلف مىشود دور نيست كه اگر از حال خود يا بد كه حضور قلب و ربط او بجناب اقدس الهى بيشتر حاصل مىشود آن بهتر باشد چنان كه از حديث معراج ظاهر شد و چون تسبيح خواند ظاهرا مطلق ذكر كافى باشد ، و بهر يك از اين اخبار صحيحه كه عمل كند خوب باشد و اگر تسبيحات اربع را با استغفار خواند بهتر
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 441
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٤٤١