تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
« سألته عن الرّجل يقارف الذّنب يصلَّى خلفه‌ام لا قال لا » ) و روايت كرده است در صحيح از سعد از پدرش و هر دو مجهول الحالند و ليكن ظاهر مىشود كه صدوق از كتاب او روايت كرده باشد و كتابش معتمد اصحاب باشد بلكه صحيح باشد كه گفت سؤال كردم از حضرت امام رضا صلوات الله عليه از شخصى كه گناهان كند آيا در عقب او نماز مىتوان كرد يا نه حضرت فرمودند كه نه و ظاهرش آنست كه فسق مضر است پس علم شرعى مىبايد به زوال آن و آن وقتى حاصل مىشود كه ظاهر شود عدالت او . ( « و روى عن اسماعيل بن مسلم انّه سئل الصّادق صلوات الله عليه عن الصّلاة خلف رجل يكذّب به قدر الله عزّ و جلّ قال ليعد كلّ صلاة صلَّاها خلفه » ) و در موثق كالصحيح از سكونى منقولست كه از آن حضرت صلوات الله عليه سؤال كردند از نماز كردن در عقب كسى كه باور نداشته باشد قضا و قدر حق سبحانه و تعالى را حضرت فرمودند كه بايد اعاده كند هر نمازى را كه در عقب او كرده است يعنى هر گاه داند كه او از مفوضه است و اعتقادش اينست كه قضا و قدر بمعنى علم است و بنده مختار است چنان كه راى معتزله است و همچنين است كسى كه قايل به جبر باشد چنان كه كالصحيح از حضرت امام رضا صلوات الله عليه منقولست كه فرمودند كه هر كه قايل باشد به جبر او را زكات مدهيد و گواهى او را قبول نكنيد و احاديث در كفر جبرى و قدريه زياده از حد حصر است بلكه مىبايد كه بنده اعتقاد به قضا و قدر داشته باشد ، و بانكه مجبور نيست و فعل از بنده است و توفيق از حق سبحانه و تعالى است و بىتوفيق الهى فعل متمشى نمىشود . ( « و قال اسماعيل الجعفى لأبي جعفر صلوات الله عليه رجل يحبّ امير المؤمنين صلوات الله عليه و لا يتبرّأ من عدوّه و يقول هو احبّ »