تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
باقى را به اقامه تنها به جا مىآورد چنان كه احاديث صحيحه بسيار وارد شده است بر اين مضمون و در حديثى نديده‌ام كه اذان و اقامه از جهت هر نماز بهتر است چنان كه مشهور است بلكه دغدغه مىشود كه بدعت باشد .
( ومتى فاتتك صلاة فصلَّها اذا ذكرت فان ذكرتها و أنت فى وقت فريضة اخرى فصلّ الَّتى أنت فى وقتها ثمّ صلّ الصّلاة الفائتة ) و هر گاه نمازى فوت شود از تو هر وقت كه به خاطرت رسد آن نماز را بكن پس اگر وقتى به خاطرت رسد كه وقت فريضه ديگر باشد اول آن فريضه را به جا آور ديگر نماز قضا را ، امّا آن كه وقت نماز قضا وقتى است كه به خاطرت رسد احاديث صحيحه و حسنه و قويه كالمتواتره در آن وارد شده است و بعضى از اين اخبار استدلال كرده‌اند بر آن كه وقت قضا مضيّق است و جواب گفته‌اند كه ممكن است كه مراد از اين اخبار اصل وجوب باشد يا ابتداى وجوب يا بيان آن كه نماز قضا را در هر وقتى مىتوان كرد و نه چنانست كه عامه مىگويند كه در پنج وقت مكروه است بلكه در اكثر اين اخبار تصريح به اين معنى شده است . و امّا آن كه بعد از آن گفته است پس اگر در وقت مخصوص به آن به خاطرش رسد كه آخر وقت باشد هيچ شك نيست كه ادا مقدّم است ، و اگر در وقت موسع باشد جمعى كثير قضا را مقدم مىدارند بعنوان وجوب و اكثر بر سبيل استحباب ، و ظاهر كلام صدوق آنست كه اگر خوف فوات وقت فضيلت باشد ادا مقدم است چنان كه ظاهر صحيحه زراره دلالت بر آن مىكرد و احاديث صحيحه دلالت مىكند كه قضا مقدم است بر سبيل امر و اقلّ مراتب امر استحباب است ، و ليكن چون قدما وقت فضيلت را وقت اختيار مىدانند بنا بر اعتقاد ايشان تقديم ادا بد نيست اگر خوف فوت وقت فضيلت باشد اما قضا بهتر است البته و قضا نيز عذر است از جهت تاخير بلى اگر كسى از حال خود داند كه قضا