تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
( وذلك للمضطرّ و العليل و النّاسى ) صدوق تاويل كرده است حديث را كه تاخير وقتها از جهت جمعى است كه ضرورتى داشته باشند يا بيمار باشند يا فراموش كرده باشند و بدون عذرى تاخير حرام است يا خوب نيست و احاديث در اين باب گذشت در باب اوقات . ( وان نسيت ان تصلَّى المغرب و العشاء الآخرة فذكرتهما قبل الفجر فصلَّهما جميعا ان كان الوقت باقيا و ان خفت ان تفوتك احدهما فابدأ بالعشاء الآخرة فان ذكرتهما بعد الصّبح فصلّ الصّبح ثمّ المغرب ثمّ العشاء قبل طلوع الشّمس فان نمت عن الغداة حتّى تطلع الشّمس فصلّ الرّكعتين ثمّ صلّ الغداة ) و اگر فراموش كنى نماز شام و خفتن را و به خاطرت رسد پيش از صبح هر دو را بكن اگر وقت باقى باشد و اگر ترسى كه وقت وفا بهر دو نكند خفتن را به جا آور و اگر بعد از طلوع صبح به خاطرت رسد اوّل نماز صبح را بكن ديگر نماز شام و خفتن را پيش از طلوع آفتاب و اگر خوابت ببرد و نماز صبح را نكرده باشى اوّل نافله صبح را بكن ديگر نماز صبح را و بر اين مضمون وارد است صحيحه ابن سنان و صحيحه ابو بصير و غير آن و قريب به اين است عبارت فقه رضوى . ( وان نسيت التّشهّد فى الرّكعة الثّانية و ذكرته فى الثّالثة فارسل نفسك و تشهّد ما لم تركع فان ذكرت بعد ما ركعت فامض فى صلاتك فاذا سلَّمت سجدت سجدتي السّهو و تشهّد فيهما التّشهد الَّذى فاتك ) و اگر فراموش كنى تشهدى را كه بعد از ركعت دويم مىخوانى و در ركعت سيم در حالت قيام به خاطرت رسد كه نخواندهء خود را بينداز و بنشين و تشهد را بخوان ما دام كه به ركوع نرفته باشى پس اگر بعد از ركوع به خاطرت رسد نماز را تمام كن و چون سلام دهى دو سجده سهو را به جا آور و بعد از سجدتين