مىتوان كرد كه هر گاه بر استخوان تنها احكام ميت جارى باشد چگونه بر شهيد نماز نتوان كرد .
و على اى حال ظاهر كلام علماى شيعه اينست كه خلافى نيست ميان ايشان كه شهيد را خواه در معركه شهيد شده باشد يا نه نماز بر او واجبست و ليكن اكثر اخبار قتل در معركه كه او را كشته دريابند و رمقى نداشته باشد از حيات خالى است از صلاة و ممكن است كه از جهت تقيه تصريح نفرموده باشند و حديث نفى صلاة همين خبر مسعده است و بس على الظاهر .
( هكذا روى لكنّ الاصل ان لا يترك احد من الامّة اذا مات به غير صلاة )
صدوق مىگويد كه اين روايت چنين وارد شده است ليكن اصل به اعتبار عمومات اخبار آنست كه هيچ يك از امت حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله را بىنماز نگذارند و خلافى كه شده است در نماز سنيان به اين اعتبار است كه آيا ايشان از امت آن حضرت هستند يا نه زيرا كه مطلق امت مراد نيست چون يهود و نصارى و ساير كفار امت دعوت هستند و حضرت همه را بدين اسلام دعوت فرموده است و خلافى نيست در آن كه خوارج و نواصب و غلاة و مرتد و مجسمه قايله به جسم كثيف با آن كه داخل امتند اما به اعتبار انكار ضرورى دين آن حضرت از دين بدر رفتهاند و منافقان اين زمان ايشانند و اما بقيه سنيان و شيعيان بد مذهب مثل زيدى و واقفى و امثال اينها خلافست .
و شيخ مفيد عليه الرحمة ذكر كرده است كه جايز نيست شيعه اثنى عشرى را كه غسل دهد مخالف حقرا هر كه باشد و جايز نيست نماز كردن بر ايشان مگر از جهت تقيه و در نماز بر او لعن خواهد كرد چنان كه مىآيد و حق اينست كه در تقيه نيز نماز وارد نشده است بلكه مىايستد و صورت نماز را بفعل مىآورد و لعن مىكند .
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 295
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٢٩٥