تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
به خاك مخلوط مىشود آن را مىپزند تا از خاك ممتاز شود اين كافور در حنوط مجزى نيست و در اخبارى كه وارد شده اين قيد نيست حتى در فقه رضوى بنا بر اين اكثر اصحاب شرط نكرده‌اند كه خام باشد و بعضى ذكر كرده‌اند كه چون اين درخت در بلاد كفار است و كفار مىپزند نجس مىشود و بعضى گفته‌اند كه با شير خوك مىپزند و جمعى از تجار نيز مىگويند كه چنين است و ليكن شرعا اين قسم شهادات مسموع نيست و افعال مسلمين محمول بر صحت است و اصل در اشياء طهارتست و در نجاست علم مىبايد و از اين بايست اخبار تجار در بلغار و سمور و سنجاب و ساير پوستها كه از بلاد كفر مىآورند و همچنين نيل و شكر و منديل و ساير بافتهاى هند كه تجار خبر مىدهند كه جميع اينها را كفار ملاقات به رطوبت مىكنند پس اگر تاجرى خود گويد كه نجس است اين منديل يا اين نيل را دور نيست كه اجتناب لازم باشد در آن چه از دست او مىگيريم اما شهادت بر ديگران مسموع نيست مگر آن كه بخصوص جامه شخصى دو عادل شهادت دهند در اينجا خلافست و احوط اجتنابست . و اما آن كه ظروف را بايد شست كه اب قراح سدر و كافور نداشته باشد در حديث يونس وارد شده است و در همه اخبار آب خالص وارد شده است جمعى قايلند كه واجبست كه خالص باشد و جمعى گفته‌اند كه در آب قراح لازم نيست كه سدر كافور داشته باشد چنان كه در دو غسل اول لازمست پس اگر داشته باشد ضرر ندارد و هيچ شك نيست كه نداشتن احوط است . و اما سدر و كافور پس مسمى آن كافى است چنان كه ظاهر رواياتست و بعضى گفته‌اند كه اقلا هفت برگ سدر مىبايد و در طرف كثرت نيز ظاهر كلام جمعى آنست كه اگر آب مضاف شود ضرر ندارد و جمعى ذكر كرده‌اند كه شرط است كه مضاف نشود چنان كه در اخبار وارد شده است كه سدر را بكوبند
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 251 | محمد تقي المجلسي ( الأول )