و هميشه حفظ و حمايت شما مىكردم چه چيز نزد شما هست از جهت من ايشان مىگويند كه از ما اين مىآيد كه ترا به قبر رسانيم و دفن كنيم پس رو به جانب عمل صالح مىكند و مىگويد كه و الله كه تو بر من گران بودى و من ترك مىكردم ترا و محبت تو نداشتم تو چه همراهى مىكنى با من آن مىگويد كه من قرين و مصاحب توام در قبر تو و در روزى كه محشور خواهى شد و از قبر بيرون مىآيى با توام تا عرض كرده شوم من و تو بر پروردگار تو .
بدان كه اين كلام دو احتمال دارد يكى آن كه بر سبيل مجاز باشد و كنايه باشد از آن كه مال و فرزند به كار آخرت نمىآيد مگر آن كه مال را در راه خدا صرف كند يا وصيت كند كه صرف راه خدا كنند و در اين صورت داخل اعمال خواهد بود و همچنين فرزندان فى أنفسهم به كار او نمىآيند مگر آن كه صالح باشند و از جهت او دعا و خيرات كنند و اين نيز داخل اعمال خير است كه از او خواهد ماند چنان كه خواهد آمد در باب وصايا پس چيزى كه به كار آخرت مىآيد كه سبب رفاهيت عالم برزخ است تا ابد الآباد عمل صالح است پس بايد كه آدمى در آن بكوشد و اظهر آنست كه ممثل مىشوند چنان كه در عالم خواب ممثل مىشوند و اين عالم مثال واسطه ايست ميان عالم جسمانيات و روحانيات و شكى در وجود آن نيست چنان كه به تجربه ظاهر است و بسيار است كه ميت در حالت احتضار فرياد مىكند كه مالهاى مرا چرا مىسوزانيد فرزندان مرا چرا مىكشيد يا مىسوزانيد .
و در اين اوقات جمعى نقل كردند كه يكى از عمال در حالت احتضار فرياد مىكرد كه آتش در انگشتان من افتاده است آب بياوريد و آب مىبردند از جهت او و دست را در ميان آب گذاشته فرياد مىكرد كه اين آب آتش را فرو نمىنشاند آبى ديگر بياوريد و فرياد مىكرد تا رفت و ليكن اكثر ياران حمل بر
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 197
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص١٩٧