« هجر المداراة مقاربة للمكروه . »
« ترك مدارا انسان را به ناملايمات نزديك مىسازد . » « 1 »
« مصاحبة الشرير كالسيف المسلول ، يحسن منظره و يقبح أثره . »
« همنشينى با بدكار همچون شمشير برهنهاى است كه منظرهاش زيبا و اثرش زشت و ناپسند است » .
« لا تكن وليا للّه تعالى فى العلانية و عدوا له في السر . »
« در آشكارا دوست خدا و در پنهانى دشمن او مباش . »
« كفى بالمرء خيانة ان يكون امينا للخونة . »
« از خيانت همين مقدار براى آدمى بس كه مورد اطمينان خائنان باشد . »
« لا تعادين احدا حتى تعرف الذى بينه و بين اللّه فان كان محسنا فلا تعاده و ان كان مسيئا فان علمك به يكفيكه فلا تعاده »
« هرگز با كسى دشمنى مكن تا رابطهء بين او و خداوند را بشناسى ، اگر او نيكوكار است ، با وى دشمنى مكن و اگر بدكار است و گناهكار ، شناخت تو از وى ، برايت كفايت مىكند ؛ پس دست از دشمنى با او بردار » « 2 » .
هامش
( 1 ) - مدارايى كه بدان امر شده است ، در مواردى است كه شريعت آن را مجاز شناخته است ، مانند خوشرفتارى با شخص بخيل و بداخلاق . زيرا مقابله به مثل با او ، سبب شكست اخوّت مطلوب مىگردد . امّا در موارد مغاير با شريعت ، اظهار دشمنى لازم است و مىبايد خطاى او را به او تذكر داد و وى را به راه حق و حقيقت راهنمايى كرد كه اين از بزرگترين حقوق برادران است .
( 2 ) - علّت نهى از دشمنى با چنين شخصى ، با فرض اطلاع از حال او ، به يك يا دو سبب زير است :
اولا : شخص بدرفتار و گنهكار تا آن جا كه در توان دارد ، از آزار خوددارى نمىكند و چهبسا كار خطرناكى از او سرزند . پس اظهار دشمنى با او شايد به كارى كه عاقبت بدى داشته باشد ، منجر گردد .
ثانيا : وى با پوشيدن جامهء بدرفتارى و گنهكارى آبرو و موقعيّت خود را از بين برده است . بنابراين انسان نبايد او را كفو خود بداند و در مقابلش بايستد كه موجب ساقط شدن موقعيّت خود مىگردد .
اين در موردى است كه انسان قادر به ممانعت از او در ترك گناه نيست . اما اگر داراى توان باشد ، انجام وظيفهء امر به معروف و نهى از منكر ، ولو منجر به دشمنى هم بشود ، بر او واجب است .