« بر بستر صبر بيارام و قلادهء فقر در گردن گذار « 1 » و دست از شهوتها بردار و با هواى نفس مخالفت كن و بدان كه هيچ گاه دور از نگاه خداوند نيستى ، پس خود بنگر كه چگونه هستى . »
به يكى از دوستانشان نوشتند :
« اما هذه الدنيا فانا مغرقون فمن كان هواه هوى صاحبه و دان بدينه فهو معه حيث كان و الاخرة دار القرار و ان تاخير التوبة اغترار و طول التسويف حيرة و الاعتلال على اللّه هلكة و الاصرار على الذنب أمن لمكر اللّه و لا يأمن مكر اللّه الا القوم الخاسرون . »
« امّا اين دنيا ، پس همهء ما غرقه آنيم و هر كس به هواى نفس دوست و قرينش گرايد و متدّين به دين او گردد ، پس در همهجا با اوست . و امّا آخرت ، خانهء بقاست . تأخير در توبه ، موجب زيان است و كار امروز به فردا افكندن ، سبب سرگردانى . طغيان بر خداوند ، هلاك است و اصرار بر گناه دليل آن است كه گنهكار خود را از مكر خداى تعالى در امان مىبيند ، حال آن كه كسى جز مردم زيانكار خويش را از مكر خدا در امان نمىبيند . »
براى امام ( ع ) پارچههاى قيمتى فرستادند . در راه ، دزد آنها را به سرقت برد .
حمل كنندهء پارچهها ماجرا را به وسيله نامه به اطلاع آن حضرت رساند . حضرت ، به خط خويش مرقوم فرمودند :
« ان انفسنا و اموالنا من مواهب اللّه الهنيئة و عواريه المستودعة يمتع بما متع منها فى سرور و غبطة و ياخذ ما اخذ منها فى أجر و حسبة فمن غلب جزعه على صبره حبط اجره و نعوذ باللّه من ذلك . »
« جان و مال ما از مواهب خوشايند الهى است كه همچون امانتى به ما سپرده شده است . بهره مىدهد آنچه در خوشى و سرور از آن بهره گرفته شده و داراى مزد و پاداش است آنچه از ما مىگيرند . بنابراين آن كه بىقرارى را بر صبر مسلّط گرداند ، اجرش از بين مىرود و ما پناه بر خدا مىبريم از آن كه چنين گردد . »
هامش
( 1 ) - احتمالا مقصود آن است كه فقر ذاتى خود را در برابر غناى مطلق پروردگار ، هماره در خاطر داشته باش و طغيان مكن ( مترجم )