بزرگ ايران ، رستم را نشان مىدهند و از اينروى اين پيكركندهها را نقش رستم مىنامند « 1 » . هردوت در كتاب سوم خود مىنويسد ، كه داريوش بلافاصله پس از رسيدن به سلطنت سنگنگارهاى از خودش كه سوار بر اسب بوده است بهوجود آورده است و در كنار اين سنگنگاره سنگنبشتهاى هم برجاى گذاشته است .
شايد پيكركندههاى بزرگ چندى ، كه در ايران گهگاه در صخرهها به چشم مى - خورند و همه رستم ناميده مىشوند ، پيكركندهء شاهان باشند . با توجه به سبك كار امكان دارد بعضى از اين پيكركندهها با پيكركندههاى نقش رجب يكى باشند . اما پيشتاك آرامگاهها خيلى قديمىتر از پيكركندهها هستند « 2 » . چون پيكركندههاى متعلق به اين آرامگاهها همان رخت و اندامى را دارند ، كه پيكركندههاى چهلمنار [ تخت جمشيد ] . دو مجلس مربوط به رستم در شكل بيست نشان داده شدهاند . ظاهرا
C
/ بيست مربوط به مبارزهء دو پهلوان براى بدست آوردن يك حلقه است « 3 » . اين پهلوانها در
B
/ نوزده در حالت پياده نشان داده شدهاند « 4 » .
كشاورزان دهكدهاى كه در نزديكى قرار داشت ، پهلوانى را كه چوبى در دست چپ دارد (
C
/ بيست ) رستم زال « 5 » و طرف مبارز او را رستم كلهدست مىناميدند « 6 » .
شلوار هردو بلند است . ظاهرا ايرانيان باستان ركاب اسب و همچنين زين
هامش
( 1 ) . منظور سنگنگارههاى مربوط به شاهان ساسانى است ، كه آنها را نقش رستم خواندهاند .
( 2 ) . بديهى است ، كه سنگنگارههاى ساسانيان در حدود نيم قرن جوانتر از آرامگاههاى شاهان هخامنشى است . نكته جالب توجه دقت نيبور است .
( 3 ) . بهطورىكه در پاورقى صفحه 134 اشاره شد اين سنگنگاره مربوط به مراسم ديهيمستانى اردشير اول از اهورمزدا است . در اين سنگنگاره اردوان پنجم آخرين پادشاه اشكانيان زير سم اسب اردشير است و اهريمن ، دشمن اهورمزدا ، در زير سم اسب اهورمزدا .
مردى كه پشت سر اردشير ايستاده است مگسپران او است .
( 4 ) . منظور مجلس ديهيمستانى اردشير اول در نقش رجب است .
( 5 ) . منظور اهورمزدا است .
( 6 ) . نيبور مىنويسد : « رستم كلادس » . ظاهرا منظور رستم كلهدست يعنى « كوتاه دست » است .