« فراوان بريز و روان « كه كشته شدن متوكل « نشان نزديكى رستاخيز است . » گويند : حبشى بن ربعى دو سال پيش از كشته شدن متوكل درگذشته بود .
ابو الوارث ، قاضى نصيبين ، گويد : به خواب ديدم كه يكى به نزد من آمد و مىگفت :
« اى كه چشمت خفته است و پيكرت بيدار « چرا چشمت به فراوانى اشك نمىريزد « مگر نديدى كه رخدادهاى روزگار « با هاشمى و فتح بن خاقان چه كرد ؟
« باشد كه گروهى كه با آنها خيانت كردند « از دنبالشان بروند « و چون گذشته فانى شوند . » گويد : چند روز بعد بريد خبر كشته شدن هر دو را آورد .
ابو جعفر گويد : متوكل شب چهارشنبه كشته شد ، لختى پس از تاريك شدن شب ، چهار روز رفته از شوال به قولى شب پنجشنبه كشته شد .
مدت خلافتش چهارده سال و ده ماه و سيزده روز بود . به وقت كشته شدن ، چنان كه گفتهاند ، چهل سال داشت . تولدش در فم الصلح بود ، در شوال سال دويست و ششم .
متوكل سبزه رو بود با چشمان نكو و گونه هاى فرورفته و اندام لاغر .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6084
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٠٨٤