اينكه خود نيز شخصا به أداء اين وظيفة يعنى تعليم قرآن كريم به ديگران قيام مى كرد .
بخارى با اسناد خود از أبى إسحاق ، از براء آورده است كه مى گفت : ( از أصحاب نبي أكرم ( صلى الله عليه وآله
وسلم ) اولين كساني كه بر ما در مدينه وارد شدند مصعب بن عمير و [ عبد الله ] ابن أم مكتوم بودند كه قرآن كريم را
به ما تعليم مى دادند ، آنگاه عمار وبلال آمدند . ووقتي رسول أكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) مكة را فتح كرد معاذ
بن جبل را براي تعليم قرآن در آنجا واگذاشت واو را به أداء اين وظيفة مأمور ساخت ، وهر كسى كه از مكة به
مدينه مهاجرت مى كرد آنحضرت أو را به يكى از حافظان قرآن مى سپرد تا آنرا به وى تعليم دهد ) ( 1 ) .
طي جريان مربوط به ورود مصعب بن عمير بر مدينه آمده است : ( وى در دارالقراء فرود آمد ) ( 2 ) . اشاره ء به
( دارالقراء ) در مدينه - باچنين نام وعنوان - بيانگر آن است كه در جامعه ء اسلامي آن روز قراء داراى امتيازى
بودند ، ونيز نشان مى دهد كه مسلمين آن دوره ، مركزي شبيه به مدرسه ويا مؤسسه أي را براي تعليم قرائت بنياد
كردند ، اگر چه تصور مى رود اين نامگذارى پس از اشتهار اقراء ومعلمين قرائت در مدينه پديد آمده باشد ، نه آنكه
به محض ورود پيامبر أكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) چنين مؤسسه أي با اين نام بنياد شده باشد .
قبل از آنكه در مدينه ، مركزي به عنوان ( دارالقراء ) پديد آيد مصعب بن عمير به ( مقرئ ) نامبردار بود .
حافظ ابن الجزري مى گويد : أو ، يعنى مصعب بن عمير اولين كسى است كه به ( مقرئ ) نامبردار شد ، همانگاه
كه نبي أكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) در عقبه ء أولى وى را - براي تعليم قرآن كريم به أوس وخزرج - به مدينه
گسيل داشت . ( 3 )
در داستان اسلام عمر آمده است : ( خباب بن ارت براي تعليم قرآن كريم به فاطمه دختر عمر بن الخطاب ، نزد
أو شد آمد داشت . ( 4 )
مرحله ء چهارم
مرحله ء چهارم با پديدآمدن گروهى به ثمر رسيد كه تلاوت قرآن كريم وتدريس آيات وسور آن را به عهده گرفته
وأين كار به صورت اشتغالات عمده ء زندگانى آنها درآمد ، اينان به ( قرا ) موسوم بودند . تصور مى كنيم كه بايد اين
مرحله را آغاز پيدايش اصطلاحات قراء وقرائت بدانيم ، مرحله أي كه دورنمائى از گستره ء انتشار قرائت را - از
آنزمان كه پديد آمد - براي ما ترسيم مى كند واز تحول آن به صورت يك پديده ء ديني يعنى ( تلاوت ) بازگو مى كند ،
البتة با توجه به اين نكته كه دراين مرحله نيز به آموزش قرآن براي حفظ ، وآنگاه براي تلاوت ، اهتمام وعنايتي از
سوى مسلمين مبذول مى گشت .
در كتاب المغازي واقدى آمده است :
( در ميان أنصار ، هفتاد نفر مرد جوان ديده مى شدند كه موسوم به ( قراء ) بودند ، وبه هنگام درآمدن شب به
ناحية ء مدينه مى آمدند وبه تعليم قرائت مى پرداختند واقامه ء نماز مى كردند ) ( 5 ) .
اينان همان كساني بودند كه در جنگ ( بئرمعونه ) به شهادت رسيدند ، جنگى كه در ماه صفر در پايان
سى وششمين ماه هجرت نبي أكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) اتفاق افتاده بود .
درطبقات ذهبي آمده است : ( أيوب مى گفت : از أبى قلابه ء ، شنيدم از أبى المهلب ، نقل مى كرد كه وى مى گفت :
أبى بن كعب ، قرآن را درمدت هشت روز ختم مى كرد . اسناد اين روايت صحيح مى باشد ) ( 6 ) .
از جمله شواهدي كه رواج اين نامگذارى را به عنوان يك اصطلاح ويا چيزى شبيه به اصطلاح تأييد مى كند .
هامش
1 . تاريخ القرآن : زنجاني ، ص 35 ، ط سوم . 2 . فجر الاسلام ، ص 142 . 3 . غاية النهاية 2 / 299 .
4 . سيرة النبي 1 / 366 ( محيي الدين ) . 5 . المغازي 2 / 347 ، ط مطبعه ء دانشگاه اكسفورد . 6 . معرفة القراء 1 / 33 .