" خوار " فضمنا ألحقت بقم .
وهذا شئ غريب من الناحية التاريخية والجغرافية بالنسبة للقرن الثالث
والرابع الهجري ( 1 ) . وإليك خارطة مفصلة بخصوص رساتيق الري ، بينا فيها
نواحي الري وقراها - قديما - كما تجد في الخارطة موضع كلين بالضم ، والثانية بالفتح
فتأمل .
هامش
( 1 ) وقد آثرنا نقل النص الفارسي كي يطلع القارئ ، قال فيض : " دهكده كلين از مضافات قم
بود ، وأين دهكده از مضافات قم بوده است ، چنانكه در ترجمة إصفهان وهمدان جدا كرده
به قم افزوده اند ميپردازد ، چنين مى افزايد كه از إصفهان چهار رستاق ، واز نهاوند وهمدان
هم طسوجهائي جدا ساخته ضميمه قم ساختند ، وأين شهر را از إصفهان تجزيه ومستقل
گردانيدند ، وچون ميانه دهكده هاي ري با دهكده هاي قم شوره زارى قرار داشت ، كه
رستاق هاي قم را از رساتيق ري جدا مى ساخت از شهر ري چيزي به قم نيفزودند .
وچون عرب صاحب حشمت ومكنت گرديده أكثر دهكده هاي خوي را كه خرابه بود
خريداري كرده به عمران آنها ، وحفر قنوات پرداختند برأي نوبت دوم : از ناحيت روده كه
از جمله نواحي همدان بود نود وچهار تخته از آباد وخراب ، واز ناحيت ري رستاق خوي ،
واز ناحيت أصفهان به جزء نوبت أول رستاق قاسان ورستاق وراردهسار ( اردهال كنوني )
را به قم افزودند وجزء مضافات آن در آوردند ، واز رستاق خوي سي ودو دية تابع قم
گرديد .
وآنچه كه أصفهاني در تاريخ خود آورده است كه از ضياع ري هيچ جيز با قم أضافت
نكرده اند ، ودر محوزة آن نگرفته اند غلط وسهو است ، ودرست وحقيقت آنست كه از ري
بيستر رستاقهاي خوي با قم أضافت كرده اند ، وكتاب ري هم بر أين أمر باطق است . ( إلى أن
يقول : ) بنابراين رستاق خوي جزء مضافات قم بوده است ، كه كلين هم يكي از
دهكده هاي آن شمرده مى شده است " گنيجنه آثار قم : 1 / 225 - 226 .