ابو عبد الرحمان عطوى نيز شعرى دارد به اين مضمون :
« به خدا اگر گفتهء سخن چين نبود ، « و چشم خليفه كه به خواب نمىرود ، « به دور دار تو طواف مىبرديم « و بر آن بوسه مىزديم « چنان كه كسان حجر را بوسه مىزنند .
« بر دنيا و همه مردم آن « و دولت آل برمك درود باد . » ابو العتاهيه نيز دربارهء كشته شدن جعفر شعرى دارد به اين مضمون :
« به كسى كه به زندگى اميد مىبندد بگوييد :
« مگر كار جعفر و يحيى مايهء عبرت نيست .
« وزيران خليفه هارون بودند « و دوستان وى بودند .
« اينك پيكر جعفر است « كه سرود و نيمهء وى آويخته است .
( 302 « و يحياى پير را از خويشتن « دور و جدا كرده است .
« جمعشان از پس فراهمى « پراكنده شد و در ولايتها سرگردان شدند .
« چنين است كه هر كه خدا را ، « به كارهايى كه موجب رضاى بندگان است « خشمگين كند ، « خدايش سزا مىدهد .
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 5318
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٣١٨