تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 2856

مساهمون:

ص٢٨٥٦
محمد بنده و فرستادهء اوست و از حروريان بيزارم » اما او را پيش مىبردند و گردنش را مىزدند ، تا بيست و چند كس كشته شد . به گفتهء ابو معشر و واقدى ، در اين سال سعيد بن عاص عامل مدينه سالار حج بود . پس از آن سال پنجاه و چهارم در آمد .

سخن از حوادث سال پنجاه و چهارم

غزاى زمستانى محمد بن مالك و غزاى تابستانى معن بن يزيد سلمى به سرزمين روم در اين سال بود . به گفتهء واقدى در همين سال جنادة بن ابى اميه به دريا نزديك قسطنطنيه جزيره اى را گشود كه ارواد نام داشت . گويد : تبيع پسر زن كعب مىگفت : « وقتى اين پله كه مىبينيد كنده شود وقت رفتن ماست . » گويد : بادى شديد و زيد و پله را كند و خبر مرگ معاويه آمد با نامه يزيد و دستور بازگشت ، پس ما بازگشتيم ، پله ويران ماند و روميان آسوده خاطر شدند . در همين سال معاويه ، سعيد بن عاص را از مدينه برداشت و مروان بن حكم را عامل آنجا كرد .

سخن از سبب عزل سعيد و گماشتن مروان

جويرية بن اسما گويد : معاويه ، مروان و سعيد بن عاص را بر ضد همديگر تحريك مىكرد ، به سعيد بن عاص كه عامل مدينه بود نوشت كه خانه مروان را