فرستاد و شهاب بن مخارق مازنى را به كمك حكم بن عمرو فرستاد .
بعضىها گفتهاند كه فتح شوش و رامهرمز و فرستادن هرمزان از شوشتر به سوى عمر به سال بيستم بود .
در اين سال ، يعنى سال هفدهم ، عمر بن خطاب سالار حج بود ، عامل وى در مكه عتاب بن اسيد بود ، عامل يمن يعلى بن اميه بود ، عامل يمامه و بحرين عثمان بن ابى العاص بود ، عامل عمان حذيفة بن محصن بود ،
نام عاملان شام را از پيش گفتهام .
عامل كوفه و سرزمين آن ابو موسى اشعرى بود . سابقا گفتم كه چه وقت معزول شد و چه وقت به امارت آنجا باز گشت . چنان كه گفتهاند قضاى بصره با ابو مريم حنفى بود .
نام عامل جزيره و موصل را از پيش گفتهام .
آنگاه سال هيجدهم در آمد .
سخن از حوادث سال هيجدهم
ابو جعفر گويد : در اين سال ، يعنى سال هيجدهم : مجاعه و خشكسالى و قحطى سخت رخ داد و آن را سال رمادت گفتند ، يعنى هلاكت .
محمد بن اسحاق گويد : سال هيجدهم سال رمادت يعنى هلاكت بود و سال طاعون عمواس كه مردم نابود شد .
ابو معشر گويد : رمادت به سال هيجدهم بود .
گويد : طاعون عمواس نيز در همين سال بود .
ابو حارثه گويد : ابو عبيده به عمر نوشت كه تنى چند از مسلمانان شراب خوردهاند كه ضرار و ابو جندل از آن جملهاند ، از آنها پرسيديم كه تأويل كردند .
گفتند : « ما را مخير كردهاند و ما يكى را برگزيديم كه خدا فرمود : آيا بس مىكنيد ؟
و بر ما مقرر نكرد . »