« * ( يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا من رَحْمَةِ الله إِنَّ الله يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّه هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ 39 : 53 ) * » [ 1 ] يعنى : اى بندگان من كه دربارهء خويش زياده روى كردهاند ، از رحمت خدا نوميد مشويد كه خدا گناهانرا يكسره مىآمرزد كه او آمرزگار و رحيم است » و چون ابو عبيده نامهء عمر را براى وى خواند رهايى يافت و خبط از وى برفت ، براى ديگران نيز چنين نوشت كه بيرون آمدند . عمر به مردم نوشت : « به خويشتن پردازيد و هر كه مستحق تغيير باشد تغييرش دهيد اما كسى را تحقير نكنيد كه بلا ميان شما رواج گيرد . » عطا نيز روايتى چون اين دارد اما نگفته كه عمر به كسان نوشت كه آنها را تحقير نكنند .
گويد : آنها گفتند كه روميان به جنبش آمدهاند بگذاريد ما به غزاى آنها رويم اگر خدا شهادت مقرر كرده بود كه خوب و گر نه چنان كن كه عمر خواسته است .
گويد : ضرار بن ازور با گروهى شهيد شد و ديگران بماندند و حد خوردند .
ابو زهرا قشيرى در اين باب شعرى گفت به اين مضمون :
« مگر ندانى كه روزگار جوان را به خطا افكند .
« و توان ندارد كه حوادث را بگرداند .
« برادرانم بمردند و صبورى كردم و زارى نكردم .
« اما يك روز از باده صبورى نتوانم .
« اما امير مؤمنان آن را به نابودى محكوم كرد « و دوستدارانش به دور چرخشتها گريانند .
كريب گويد : در ايام خلافت عمر در مدينه و اطراف خشكسالى شد و همين كه باد
هامش
[ 1 ] سوره زمر ( 39 ) آيه 53