ياسر را نيز جزو آنها شماريم ، هشتاد و دو كس بودند ، اما در مهاجرت عمار ترديد هست .
محمد بن اسحاق گويد : وقتى پيمبر خداى ديد كه مسلمانان در محنت و عذابند و او به ارادهء خدا و در حمايت ابو طالب محفوظ بود ، اما نمىتوانست مسلمانان را از بليه نگهدارد به آنها گفت : « سوى حبشه رويد كه در آنجا پادشاهى هست كه
كس از او ستم نه بيند ، تا خداوند شما را گشايش دهد » و ياران پيمبر برفتند و اين اول هجرت بود كه در اسلام رخ داد .
گويد و نخستين كسانى كه به هجرت حبشه رفتند اينان بودند :
از بنى امية بن عبد شمس بن عبد مناف : عثمان بن عفان با زنش رقيه دختر پيمبر خداى .
از بنى عبد شمس : ابو حذيفة بن عتبة بن ربيعه با زنش سهله دختر سهيل بن عمرو .
از بنى اسد بن عبد العزى بن قصى : زبير بن عوام .
و دنبالهء روايت ابن اسحاق همانند روايت واقدى است ، جز اينكه پس از نام ابو سبرة بن ابى رهم گويد : و به قولى ابو حاطب بن عمرو ، كه گويند اول كس بود كه سوى حبشه رفت .
و نيز در روايت ابن اسحاق ، اولين مهاجران حبشه ده نفر بودهاند .
گويد : پس از آن جعفر بن ابى طالب برون شد و مسلمانان پيوسته برفتند و در سرزمين حبشه فراهم آمدند ، بعضى زن خود را نيز برده بودند و بعضى ديگر تنها رفته بودند كه همگى هشتاد و دو كس بودند .
ابو جعفر گويد : و چون ياران پيمبر سوى حبشه مهاجرت كردند و او صلى - الله عليه و سلم در
مكه آشكار و نهان كسان را سوى خدا مىخواند و در پناه ابو طالب و بنى هاشم از آسيب مصون بود و قرشيان به او دسترس نداشتند ، وى را به جادوگرى
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 874
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٨٧٤