معاذ بن جبل را در مكه جانشين كرد كه مردم را فقه دين و قرآن بياموزد و بقيهء غنايم را به دنبال پيمبر بردند . عمرهء او ، صلى الله عليه و سلم در ذى قعده بود و هم در آن ماه يا ماه ذى حجه به مدينه رسيد .
در اين سال كه هشتم هجرت بود كسان مطابق رسم عربان حج كردند و عتاب بن اسيد ، سالار حج مسلمانان بود و مردم طائف از ذى قعده كه پيمبر بازگشت تا رمضان سال نهم بر شرك خويش باقى بودند و در شهر خويش حصارى بودند .
واقدى گويد : وقتى پيمبر خداى در جعرانه غنايم را ميان مسلمانان تقسيم كرد به هر كس چهار شتر و چهل گوسفند رسيد و هر كه سوار بود سهم اسب خود را نيز گرفت و پيمبر در اواخر ذى حجه از اين سفر به مدينه بازگشت .
گويد : و هم در اين سال پيمبر عمرو بن عاص را براى گرفتن زكات سوى جيفر و عمر و پسران جلندى ازدى فرستاد كه او را در گرفتن صدقه آزاد گذاشتند و او از توانگران قوم صدقه گرفت و به مستمندان داد و از گبران مقيم شهر سرانه گرفت كه عربان بيرون شهر اقامت داشتند .
گويد : و هم در اين سال پيمبر ، فاطمه دختر ضحاك كلابى را به زنى گرفت و چون مخير شد دنيا را اختيار كرد و به قولى وقتى پيمبر پيش او رفت اعوذ بالله گفت و پيمبر از او جدا شد .
گويد : در ذىحجهء اين سال ماريه ، ابراهيم را آورد و پيمبر او را به ام برده دختر منذر بن لبيد داد كه زن براء بن اوس بود . قابلهء ابراهيم سلمى كنيز پيمبر بود كه پيش ابو رافع رفت و خبر داد كه ماريه پسرى آورد . و ابو رافع مژده سوى پيمبر برد كه برده اى به دو بخشيد و زنان پيمبر از اينكه ماريه پسرى آورده بود غيرت آوردند و آشفته خاطر شدند . 95 )
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 1218
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٢١٨