بنى اسرائيل ديده بود با وى بگفت .
پيمبر بازگشت و ده نماز از امت وى برداشته شد .
و باز به موسى گذشت كه گفت : « برگرد و از پروردگارت تخفيف بگير » و چنان كرد تا پنج نماز باقى ماند .
و باز موسى گفت : « بازگرد و تخفيف بگير . » پيمبر گفت : « ديگر باز نخواهم گشت » و در دل وى گذشت كه باز نگردد كه خداى عز و جل فرموده بود : « سخن من بازنگردد و قضاى من تغيير نپذيرد . » اما نماز امت من ده برابر تخفيف يافت .
انس گويد : « هرگز بويى ، حتى بوى عروس را خوشتر از بوى پوست پيمبر خدا صلى الله عليه نديدم كه پوست خودم را به پوست او چسبانيدم و بو كشيدم . » ابو جعفر گويد : گذشتگان اختلاف دارند كه پس از خديجه كى به پيمبر ايمان آورد و تصديق او كرد .
بعضىها گفتهاند نخستين مردى كه به پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم ايمان آورد على بن ابى طالب عليه السلام بود .
ذكر بعضى گويندگان اين سخن .
از ابن عباس روايت كردهاند كه اول كس كه با پيمبر نماز كرد على بود .
و هم از جابر روايت كردهاند كه پيمبر صلى الله عليه و سلم به روز دوشنبه مبعوث شد و على به روز سه شنبه نماز كرد .
ابو حمزه گويد : از زيد بن ارقم شنيدم كه گفت : « اول كس كه به پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم ايمان آورد ، على ابن ابى طالب بود » و اين را با نخعى گفتم
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 857
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٨٥٧