تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرتوى از فضائل امير مؤمنان، على (ع) در 110 حديث از كتب اهل سنت (فارسى) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
حضرت و فرزندان گرامش حرص و ولع داشتم و اين امر به مرور ايام و گذشت سال‌ها فزونى مىيافت و شوقم بيشتر مىشد و قلبم به مطالعه احاديث و آثار و استماع مناقب و مدايحشان نورانى مىگرديد . و گويا شاعر ، اين اشعار را به زبان حال من سروده است :
حب آل الرسول خالط عظمى * وجرى فى مفاصلى فاعذرونى أنا والله مغرم بهواهم * عللونى بذكرهم عللونى لا عذب الله أمّى أنّها شربت * حب الوصى وغذتنيه باللبن كان لى والد يهوى أبا حسن * فصرت من ذى وذا أهوى أبا حسن
« محبت خاندان پيامبر با استخوانم در آميخته و در مفاصلم جريان پيدا كرده پس مرا معذور داريد . خدا را سوگند كه من شيفته آنان هستم . با ياد آنان مرا از خود ، بىخود كنيد . مادرم را عذاب خدا فرا نگيرد كه جام عشق على پيمود و از راه شير به كامم فرو ريخت . » و پدرى داشتم شيفته ابو الحسن على ، و مرا شيفتگى على از اين پدر و مادر به ارث است .
پرتوى از فضائل امير مؤمنان، على (ع) در 110 حديث از كتب اهل سنت (فارسى) — صفحة 17 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني / بيدهندى